ترجمه متن dialog یونیت ۸ ترم INTER 3

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

A Funny Mistake at an Electrical Store

یک اشتباه خنده‌دار در مغازه‌ی الکتریکی

  • FunnyFunnyˈfʌniخنده‌دار، بامزه، مضحک؛ عجیب و غریب
  • MistakeMistakemɪsˈteɪkاشتباه
  • ElectricalElectricalɪˈlɛktrɪkəlالکتریکی

A customer is making a complaint about something that she has bought.

یک مشتری دارد درباره‌ی چیزی که خریده است شکایت می‌کند.

  • customercustomerˈkʌstəmərمشتری، خریدار
  • complaintcomplaintkəmˈpleɪntشکایت، شکوه، گله‌گزاری، گلایه، اظهار نارضایتی
  • bought (the past tens of buy)bɑtخریدن

A salesman is dealing with the complaint.

یک فروشنده دارد به شکایت رسیدگی می‌کند.

  • salesmansalesmanˈseɪlzmənفروشنده
  • deal withdeal withdil wɪðرسیدگی کردن، حل و فصل کردن، سر و کار داشتن

Is there anything I can help you with, ma’am?

چیزی هست که من بتوانم درباره‌اش به شما کمک کنم، خانم؟

Yes, I have a complaint to make.

بله، من یک شکایت برای مطرح کردن دارم.

Sorry to hear that. What’s the problem?

متأسفم که آن را می‌شنوم، مشکل چیست؟

It’s this radio. I can’t get it to work.

(مشکل) این رادیو است. من نمی‌توانم آن را به کار بیاندازم.

  • get sth to workgɛt sth tu wɜrkچیزی را به کار انداختن

Are you sure you bought it here?

شما مطمئنید که آن را اینجا خریدید؟

Of course I did. Here is the receipt.

البته که (از اینجا) خریدم. رسیدش اینجاست .

  • of courseʌv kɔrsالبته، مسلماً، طبیعتاً، به طور قطع
  • receiptreceiptrɪˈsitرسید، قبض

Oh, I see what’s wrong. The batteries are the wrong way around.

اوه ، من می‌بینم مشکل چیست. باتری‌ها برعکس هستند.

  • batterybatteryˈbætəriباتری
  • wrong way aroundrɔŋ weɪ əˈraʊndبرعکس، وارونه

Oh, I must have put them wrongly. Sorry to have troubled you.

اوه، من باید آن‌ها را اشتباه قرار داده باشم. متأسفم که به شما زحمت داده‌ام .

  • troubletroubleˈtrʌbəlاذیت کردن، ناراحت کردن، مزاحم کسی شدن، زحمت دادن به، دردسر ایجاد کردن

Not at all. If you’ve any more problems, just bring it back.

نه اصلاً. اگر شما هر مشکل دیگری دارید، فقط آن را پس بیاورید.

  • bring backbrɪŋ bækپس آوردن، برگرداندن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

4 دیدگاه

  1. چرا درس ۷ نیس?از درس ۶ پریده ۸ یهو

  2. عالیه ممنون همیشه به دردم میخوره.

  3. خیلی خیلی سایتتون خوبه من که اصلا بدون معنی ریدینگ های شما از ریدینگ چیزی نمی فهمم حتی وقتی که ریدینگ درس هفت داشتیم اون جلسه غیبت کردم برام دعا کنید که ایشاالله پاس بشم این ترمم ممنون از زحماتتنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *