ترجمه متن دیالوگ درس سوم اینتر ۳ کانون زبان

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

On the Plane

در هواپیما

There is very nervous teenage girl on the plane.

یک دختر نوجوان بسیار مضطرب در هواپیما است.

  • nervousnervousˈnɜrvəsعصبی، دستپاچه، مضطرب
  • teenageteenageˈtiˌneɪʤنوجوان، کسی که بین سیزده تا نوزده سال دارد
  • planeplanepleɪnهواپیما

It must be her first flight as she seems unusually worried.

این باید اولین پرواز او باشد که به شکل غیرعادی نگران به نظر می‌رسد.

  • flightflightflaɪtپرواز
  • unusuallyənˈjuʒˌuəliبه طور غیرمعمول، غیر عادی

Oh, my God! Why has this sign been turned on?

وای خدای من! چرا این علامت روشن شده است؟

  • signsignsaɪnعلامت، نشانه

It’s the seat belt sign. Please return to your seat and fasten your belt.

این علامت کمربند ایمنی است. لطفاً به صندلی‌تان برگردید و کمربندتان را ببندید.

  • seatseatsitصندلی
  • beltbeltbɛltکمربند، بند، تسمه
  • seat beltsit bɛltکمربند ایمنی
  • fastenfastenˈfæsənبستن، سفت کردن، محکم کردن

Ooh! Is the plane going to crash?

وای هواپیما می‌خواهد سقوط کند؟

  • crashcrashkræʃسقوط کردن هواپیما

Of course it isn’t. This is simply a routine procedure.

البته که نه. این واقعاً یک روند عادی است.

  • simplysimplyˈsɪmpliکلمه‌ای که برای تأکید بر چیزی که می‌گوییم به کار می‌رود. واقعاً
  • routineroutineruˈtinمعمولی، امر عادی، روتین
  • procedureprocedureprəˈsiʤərروند، رویه

Are you just trying to make me feel better?

شما فقط تلاش می‌کنید که حال من را بهتر کنید؟

No, really, there isn’t any problem. We’ve just run into a little bad weather.

نه، واقعاً، هیچ مشکلی وجود ندارد. ما فقط به کمی هوای بد وارد شده‌ایم.

  • run intorun intorʌn ˈɪntuوارد منطقه‌ای با هوای بد شدن در یک سفر

Oh, well, when can I take off my seat belt?

اوه، بسیار خوب، من کی می‌توانم کمربند ایمنی‌ام را باز کنم؟

  • take offtake offteɪk ɔfباز کردن

You can take it off as soon as the light overhead goes off.

شما به محض این که چراغ بالای سر خاموش شد می‌توانید آن را باز کنید.

  • as soon asas soon asæz sun æzبه محض این که
  • overheadoverheadˈoʊvərˌhɛdبالاسری، فوقانی

Thank you. This isn’t so bad after all.

متشکرم. هر چه باشد این خیلی بد نیست.

  • after allafter allˈæftər ɔlهر چه باشد، خب بالاخره

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *