ترجمه فارسی متن دیالوگ یونیت اول Inter 3

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

An Oral Exam

یک آزمون شفاهی

  • OralOralˈɔrəlشفاهی، دهانی

Stephen and Carlos study Italian as a foreign language.

استیون و کارلوس زبان ایتالیایی رو به عنوان یک زبان خارجه مطالعه می‌کنند.

  • foreignforeignˈfɔrənخارجی، بیگانه

This is the day of their final exam, and Stephen is not well-prepared for his oral.

امروز آزمون پایانی آن‌هاست، و استیون برای آزمون شفاهی‌اش خوب آماده نیست.

Hey, Carlos! Have you finished the exam?

سلام، کارلوس! تو امتحان را تمام کرده‌ای؟

Oh, yes. Ms. Kimble asked me to tell you to go in right away.

اوه، بله. خانم کیمبل از من درخواست کرد تا به تو بگویم همین الان داخل شوی.

  • right awayright awayraɪt əˈweɪهمین حالا، فوری

All right. What questions did she ask you?

خیلی خوب. او چه سوال‌هایی از تو پرسید؟

First she asked me what my name was.

اول او از من سوال کرد اسمم چیست؟

Well, that was pretty easy, wasn't it?

بسیار خوب، آن نسبتاً راحت بود. نبود!؟

  • prettyprettyˈprɪtiتا حدی، نسبتاً

Yeah, except I couldn’t remember! And then she asked if I spoke any other languages.

بله، مگر اینکه من نتوانستم به یاد بیاورم! و بعد پرسید آیا من به زبان دیگری صحبت میکنم.

Yes, yes, go on. What else did she ask?

بله، بله، ادامه بده. دیگر چه چیزی پرسید؟

  • go ongoʊ ɑnادامه بده

Mmm. I'm trying to remember. Oh! She gave me a picture and asked me to describe it.

اممم. دارم سعی میکنم به یاد بیاورم. اوه! او یک تصویر به من داد و از من خواست تا توصیفش کنم.

  • picturepictureˈpɪkʧərتصویر، عکس
  • describedescribedɪˈskraɪbتوضیح دادن، توصیف کردن

Oh, my God! I'm going to fail. Wish me luck!

اوه، خدای من! من رد خواهم شد. برایم ارزوی موفقیت کن!

  • failfailfeɪlرد شدن، شکست خوردن، رفوزه شدن
  • WishWishwɪʃآرزو کردن
  • lucklucklʌkتوفیق، سعادت، خوشبختی، شانس

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *