ترجمه متن Dialog درس چهارم ترم Inter 2

Food Poisoning

مسمومیت غذایی

Mel usually arrives at the office in time.

مل معمولا به موقع به اداره می‌رسد.

  • in timein timeɪn taɪmبه موقع، سر وقت

Today they have a meeting and she hasn’t arrived yet.

امروز آنها یک جلسه داشتند و او هنوز نرسیده است.

Her colleague Liz calls her to see what the problem is.

همکار او، لیز با او تماس می‌گیرد تا ببیند مشکل چیست.

Mel! It's me, Liz, here. Why aren’t you here at the meeting?

مل! منم، لیز. چرا تو اینجا در جلسه نیستی؟

I’m awfully sorry. But I'm not feeling very well.

من خیلی متاسفم. ولی من احساس خیلی خوبی ندارم.

  • awfullyawfullyˈɑfliخیلی، بدجوری

Is that all? We thought you might have had an accident or something.

تمام موضوع همین است؟ ما فکر کردیم تو ممکن است تصادف کرده باشی یا چیزی مثل این.

  • or somethingor somethingɔr ˈsʌmθɪŋیا چیزی مثل این

No, I was sick all night. It must have been for the bologna I ate last night.

نه، من تمام شب مریض بودم. باید بخاطر کالباسی که دیشب خوردم بوده باشد.

  • sicksicksɪkبیمار
  • bolognabolognabəˈloʊniنوعی کالباس

I think you should at least have phoned us.

فکر می‌کنم تو حداقل باید به ما زنگ می‌زدی.

  • at leastat leastæt listحداقل، دست کم
  • phonephonefoʊnتلفن زدن

Yeah, I suppose I should have done it. I’m so sorry about that.

آره، فکر می‌کنم باید این کار را ‌می‌کردم. بابت آن متاسفم.

  • I supposeaɪ səˈpoʊzفکر می‌کنم، اصطلاحی که وقتی فکر می‌کنیم چیزی درست است ولی مطمئن نیستیم، به کار می‌رود

Ok. Well, take care and don't eat any more bologna.

باشه. خب مراقب خودت باش و دیگر کالباس نخور.

  • take careteɪk kɛrمراقب خودت باش، اصطلاحی که در زمان خداحافظی با دوستان و خانواده گفته می‌شود

Sure, I won’t. And thanks for your call.

قطعا، نخواهم خورد. و بابت تماست متشکرم.

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *