ترجمه متن دیالوگ درس اول اینتر ۲

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Hospitality and Friendly Behavior

مهمان نوازی و رفتار دوستانه

  • HospitalityHospitalityˌhɑspəˈtælətiمهمان‌نوازی
  • BehaviorBehaviorbɪˈheɪvjərرفتار

James Willis has been transferred from New York to a small town.

جیمز ویلیس از نیویورک به یک شهر کوچک نقل مکان کرده است.

  • transfertransferˈtrænsfərمنتقل شدن، نقل مکان کردن

Phil is talking with him in a local restaurant.

فیل دارد با او در یک رستوران محلی صحبت می‌کند.

  • locallocalˈloʊkəlمحلی

James, I know you're new in town. What's your impression of us?

جیمز، من می‌دانم که تو در شهر جدیدی. احساست از ما چیست؟

  • impressionimpressionɪmˈprɛʃənاحساس، عقیده، گمان

As a matter of fact, people here go out of their way to be friendly.

در واقع مردم اینجا بسیار به زحمت می‌افتند تا دوستانه باشند.

  • As a matter of factAs a matter of factæz ə ˈmætər ʌv fæktدر واقع، عبارتی که در محاوره وقتی می‌خواهیم اطلاعاتی را بیان کنیم به کار می‌رود
  • go out of one’s way to do sthgoʊ aʊt ʌv wʌnz weɪ tu du sthتلاش کردن زیاد برای انجام کاری ، به زحمت افتادن

I'm glad to hear it. Do you have any problems adjusting to life here?

از شنیدن آن خوشحالم. هیچ مشکلی برای سازگار شدن با زندگی اینجا داری؟

  • gladgladglædخوشحال، خشنود، مسرور
  • adjustadjustəˈʤʌstتنظیم کردن، سازگار کردن

No, there are no real problems and it seems a nice place.

نه، هیچ مشکل واقعی‌ای وجود ندارد و جای خوبی به نظر می‌رسد.

  • nicenicenaɪsخوب، خوشایند، دلپسند

Well, I thought you might feel funny in a small town.

بسیار خوب، من فکر کردم تو ممکن است در یک شهر کوچک احساس غربت کنی.

  • funnyfunnyˈfʌniغریب و غیرمعمول، (در محاوره) ناخوش، مریض

Not really. In New York I was used to living by myself.

نه واقعاً. در نیویورک من تنها زندگی می کردم.

  • be used tobi juzd tuبرای بیان کاری که در گذشته انجام می‌شده ولی الان دیگر ادامه ندارد به کار می‌رود

Anyway, we don't want you to feel left out.

به هرحال من نمی‌خواهم احساس غریبگی کنی.

  • leave outleave outliv aʊtاز سایرین جدا بودن، در جمع نبودن، غریبگی، تنهایی

Don't worry, Phil. I’ve already made quite a few friends.

نگران نباش فیل. من پیش از این تعدادی دوست پیدا کرده‌ام.

  • alreadyalreadyɔlˈrɛdiتا الان، پیش از این

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

3 دیدگاه

  1. واقعا دمتون گرم بدون شما نمیتونستم درس رو انقد خوب بفهمم
    اینجوری اسون تر هم هست در واقع
    TNX :)))))))))))

  2. بابا عجب سایت عالیه ازتون اینو میخام ک لطفا ب فعالیتتون ادامه بدین چون روز ب روز دارع ب بازدیدکنندگان اضافه میشه عالیههههههههههههههههههه thank you very much

  3. خیلی دوستون دارم اما فقط مطالبو رایگان کنید مرسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *