لغات و کلمه های اینتر۱ کانون Inter1

کلمه های Inter1 معنی فارسی، محل استرس، فونتیک واحد۵

در ادامه ارائه معنی لغات کتاب‌های کانون زبان به ترتیب درس به درس، امروز با ارائه جدول لغات درس پنجم inter1 در خدمت شما زبان‌آموزان عزیز هستیم. در جدول زیر کلمه های اینتر۱ همراه با معنی فارسی، موقعیت و جای استرس، نقش دستوری و فونتیک ارائه شده است. امیدواریم مورد استفاده شما زبان‌آموزان محترم کانون زبان قرار بگیرد. خوشحال می‌شویم که از نظرات ارزشمند شما استفاده کنیم. نظرات خود را در بخش ارسال پاسخ در پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

ILI – Intermediate 1 – Vacabulary – Farsi Meaning – Stress – Parts of Speech – Phonetic

معنی لغات Inter1 درس ۵

affair
(noun)
/əˈfer/
کار، امر
attach
(verb)
/əˈtætʃ/
الصاق کردن
beat
(verb)
/ˈbiːt/
تپیدن
beneficial
(adjective)
/ˌbɛnəˈfɪʃəl/
مفید
build up
(verb)
/ˈbɪld ˈʌp/
تجمع یافتن
charity
(noun)
/ˈtʃerətiː/
صدقه، خیرات
check in
(verb)
/ˈtʃɛk ˈɪn/
ورود به فرودگاه و ارائه بلیط
effect
(noun)
/ɪˈfɛkt/
تغییر، تأثیر
depressed
(adjective)
/dɪˈprɛst/
افسرده
disk jockey
(noun)
/ˈdɪsk ˈdʒɑkiː/
دی جی
drop off
(verb)
/ˈdrɑp ˈɔf/
افتادن (به خواب رفتن)
drowsy
(adjective)
/ˈdraʊziː/
خواب‌آلود
embarrassed
(adjective)
/ɪmˈberəst/
خجالت‌زده
fire
(verb)
/ˈfajər/
اخراج کردن از کار (به عنوان جریمه)
go without
(verb)
/ˈgoʊ wɪˈðaʊt/
بدون (چیزی) سپری کردن
heal
(verb)
/ˈhiːl/
التیام (بهبودی) یافتن
limit
(noun)
/ˈlɪmət/
حد، حریم، محدودیت
maintenance
(noun)
/ˈmeɪntənəns/
تعمیر و نگهداری
nightmare
(noun)
/ˈnaɪtˌmer/
کابوس
nod off
(verb)
/ˈnɑd ˈɔf/
ناخواسته به خواب رفتن
ordeal
(noun)
/ɔrˈdiːl/
کار شاقّ (بسیار دشوار)
organize
(verb)
/ˈɔrgəˌnaɪz/
ترتیب دادن، سازمان دادن
raise
(verb)
/ˈreɪz/
پول جمع کردن برای هدفی خاص
reckon
(verb)
/ˈrɛkən/
گمان کردن
REM sleep
(noun)
/ˈrɛm ˈsliːp/
دوره خواب با حرکات سریع چشم (که فرد خواب می‌بیند)
Scale
(noun)
/ˈskeɪl/
ترازو
siesta
(noun)
/siːˈɛstə/
خواب نیمروز
sleepwalker
(noun)
/ˈsliːpˌwɔkər/
کسی که در خواب راه می‌رود
sort out
(verb)
/ˈsɔrt ˈaʊt/
دسته‌بندی کردن
sound
(adjective)
/ˈsaʊnd/
(خواب) عمیق و آرام
survive
(verb)
/sərˈvaɪv/
زنده ماندن، سپری کردن
tag
(noun)
/ˈtæg/
برچسب (قیمت)
telly
(noun)
/ˈtɛliː/
تلویزیون
tricky
(adjective)
/ˈtrɪkiː/
نیرنگ‌آمیز، مهارت‌آمیز
twitch
(verb)
/ˈtwɪtʃ/
انقباض ناگهانی عضله
burst into flames
(exp.)
/ˈbərst ˈɪntuː ˈfleɪmz/
شعله‌ور شدن
on sb's side
(exp.)
/ˈɔn sb's ˈsaɪd/
طرف کسی بودن، حمایت کردن از کسی
to some extent
(exp.)
/ˈtuː ˈsʌm ɪkˈstɛnt/
تا حدی، تا اندازه‌ای
up to sth
(exp.)
/ˈʌp ˈtuː sth/
تا (حد) (مثلا تا ٧٠ متر)
با نظرات خود ما را دلگرم کنید

ما را از نظرات دلگرم‌کننده خود محروم نکنید. منتظر نظرات شما هستیم.

12 دیدگاه

  1. بسيار عالي بود خسته نباشيد

  2. ممنون بابت زحماتتون ، خسته نباشید 🙂

  3. عاالی بود فقط چرا درس چهارم را نداشتین😢

  4. سلام.مطالب سایت عالیه.ممنون از شما.به امید توفیق روزافزون.

  5. بسیار عالی و مفید بود ممنونم

  6. خیلی عالیه این سایت,خیلی ممنون از زحتماتتون💖

  7. 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

  8. 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏ممنون بابت زحماتتون .همه مطالب عالی بودن .

  9. خیلی خوب و عالی

  10. از زحمات شما سپاس گزاریم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *