ترجمه متن کامل ریدینگ یونیت سوم High 3 – بخش اول

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Read an article about expectations from Pocket Digest.

یک مقاله درباره انتظارات را از (نشریه) پاکت دایجست بخوانید.

  • expectationexpectationˌɛkspɛkˈteɪʃənانتظار، توقع، چشم‌داشت

The Expectation Syndrome

سندروم انتظار

  • SyndromeSyndromeˈsɪnˌdroʊmسندروم، مجموعه علائم و نشانه‌هایی که مربوط به یک مشکل مشخص‌اند

I Hope for It, but I Don’t Expect It - by JESSICA TAYLOR

من به آن امید دارم، اما توقعش را ندارم. - توسط جسیکا تیلر

PICTURE THE SCENE:

صحنه را مجسم کن:

  • picturepictureˈpɪkʧərمجسم کردن
  • scenescenesinصحنه

It’s the seventeenth Winter Olympics in Lillehammer, Norway.

هفدهمین المپیک زمستانی در لیلهامر نروژ است.

Dan Jansen, a famous American speed skater, is about to compete in the 500-meter race.

دن جنسن، یک اسکیت‌باز سرعتی معروف آمریکایی، قرار است در مسابقه‌ی ۵۰۰ متر رقابت کند.

  • skaterskaterˈskeɪtərاسکیت‌باز
  • be about tobi əˈbaʊt tuدر آستانه‌ی چیزی بودن، در آستانه‌ی انجام کاری بودن
  • competecompetekəmˈpitرقابت کردن،‌ مسابقه دادن
  • raceracereɪsمسابقه، مسابقه‌ای که در آن هر شرکت‌کننده باید از دیگران سبقت بگیرد

This is the fourth Olympics he has participated in.

این چهارمین المپیکی است که او در آن شرکت کرده است.

  • participateparticipatepɑrˈtɪsəˌpeɪtشرکت کردن، مشارکت کردن

In the first three races, he failed to win any medals.

در سه مسابقه‌ی اول، او از بردن هر مدالی بازماند.

  • failfailfeɪlوا ماندن، در ماندن، موفق نشدن

This will be his last Olympic competition, so the pressure is on.

این آخرین رقابت المپیکی او خواهد بود، بنابراین فشار وجود دارد.

  • ononɑnبرقرار

About halfway through the 500, one of Dan’s skates catches a rough spot on the ice, and this slows him down.

تقریباً نیمه‌ی راه از ۵۰۰ متر، یکی از اسکیت‌های دن به یک نقطه‌ی ناصاف روی یخ گیر می‌کند، و این سرعت او را می‌کاهد.

  • catchcatchkæʧگیر کردن
  • roughroughrʌfناهموار، زبر، خشن
  • spotspotspɑtنقطه، لکه، مکان

He wins no medal at all.

او هیچ مدالی نمی‌برد.

Three days later Dan competes in the 1000-meter race.

سه روز بعد دن در مسابقه‌ی ۱۰۰۰ متر رقابت می‌کند.

Everyone knows this is his last chance for a medal.

همه می‌دانند که این آخرین شانس او برای یک مدال است.

Some observers have already written him off.

بعضی از ناظران هم‌اکنون او را از پیش باخته می‌دانند.

  • observerobserverəbˈzɜrvərناظر، مشاهده‌کننده
  • write offwrite offraɪt ɔfاز پیش شکست‌خورده شمردن، از موفقیت کسی یا چیزی ناامید بودن

Dan starts off well.

دن به خوبی شروع می کند.

  • start offstɑrt ɔfشروع کردن

As he is coming around a turn, though, his skate again hits a rough spot on the ice, and he almost falls.

ولی هنگامی که نزدیک یک پیچ می‌آید، اسکیت او دوباره به یک نقطه‌ی ناهموار روی یخ برخورد می‌کند، و او تقریباً به زمین می‌خورد.

  • hithithɪtاصابت کردن، خوردن، برخورد کردن
  • almostalmostˈɔlˌmoʊstتقریباً
  • fallfallfɔlافتادن، زمین خوردن

Will the outcome be the same?

آیا نتیجه یکسان خواهد بود؟

  • outcomeoutcomeˈaʊtˌkʌmنتیجه، حاصل

He says to himself that he’s just going to keep skating and let what happens happen.

او به خودش می‌گوید که او فقط به اسکیت کردن ادامه خواهد داد و بگذار هر اتفاقی می‌افتد بیافتد.

In effect, he “casts his fate to the winds” and ceases to worry about the outcome.

در نتیجه او «سرنوشتش را به باد می‌سپارد» و نگران بودن درباره نتیجه را متوقف می‌کند.

  • castcastkæstپرتاب کردن، انداختن
  • fatefatefeɪtسرنوشت، تقدیر، قسمت
  • ceaseceasesisمتوقف کردن، دست کشیدن، پایان دادن، بس کردن

The result? Dan sets a world record and wins the gold medal.

نتیجه؟ دن یک رکورد جهانی ثبت می‌کند و مدال طلا را می‌برد.

PICTURE ANOTHER SITUATION:

موقعیت دیگری را مجسم کنید:

Your two best film-buff friends have seen the reissued Star Wars, but you haven’t seen it yet.

دو نفر از بهترین دوستان فیلم‌بازتان جنگ ستارگان دوباره منتشر شده را دیده‌اند، اما شما هنوز آن را ندیده‌اید.

  • buffbuffbʌfکسی که به یک حوزه‌ی خاص بسیار علاقه‌مند است و اطلاعات زیادی درباره‌ی آن دارد، خوره
  • film-bufffɪlm-bʌfخوره‌ی فیلم، فیلم‌باز، عاشق فیلم
  • reissuedriˈɪʃudکتاب یا فیلمی که بعد از مدت‌ها دوباره منتشر شده

They rave about its superb color photography and awesome special effects.

آن‌ها مشتاقانه درباره عکسبرداری رنگی عالی و جلوه‌های ویژه‌ی فوق‌العاده‌اش حرف می‌زنند.

  • raveravereɪvجار و جنجال کردن، غوغا کردن، مشتاقانه درباره‌ی چیزی حرف زدن
  • superbsuperbsʊˈpɜrbعالی، باشکوه
  • awesomeawesomeˈɑsəmوحشتناک، فوق‌العاده، با هیبت

They applaud its basically serious and even profound treatment of the age-old conflict between good and evil.

آنها نوع برخورد اساساً جدی و حتی عمقی با نبرد دیرینه‌ی میان خیر و شر را تحسین می‌کنند.

  • applaudapplaudəˈplɔdتحسین کردن، تشویق کردن
  • profoundprofoundproʊˈfaʊndژرف، عمقی، عمیق
  • treatmenttreatmentˈtritməntروش مواجه شدن با یک موضوع، روش برخورد با چیزی
  • age-oldage-oldeɪʤ-oʊldکهن، دیرینه، باستانی
  • conflictconflictˈkɑnflɪktمبارزه، درگیری، نزاع
  • evilevilˈivəlشر

They say it’s the best American movie of the last half of the century.

آنها می‌گویند این بهترین فیلم آمریکایی نیم قرن اخیر است.

When you go to see it, though, you’re disappointed.

اگر چه وقتی شما می‌روید که آن را ببینید، ناامید می‌شوید.

You don’t find it as excellent as everyone has been saying.

شما آن را به آن ممتازی که همه می‌گفتند، نمی‌یابید.

In fact, you consider it just another action-adventure flick.

در واقع، شما آن را فقط یک فیلم اکشن-ماجراجویی دیگر تصور می‌کنید.

  • considerconsiderkənˈsɪdərفرض کردن، در نظر گرفتن
  • adventureadventureædˈvɛnʧərماجراجویی
  • flickflickflɪkفیلم
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه‌ی بخش اول متن Reading‌ درس سوم High 3 بود. برای دسترسی به ترجمه بخش دوم متن ریدینگ اینجا کلیک کنید.

یک دیدگاه

  1. و باز هم تشکرات فراوان از مدیر سایت و مترجم گرامی که گله ای دانش اموز را نجات میدهند😍
    We all love u!❤🌹🌷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *