قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس

معنی متن ریدینگ درس چهارم High 2

Read this excerpt from a news magazine article.

این گزیده از یک مقاله‌ی مجله‌ی خبری را بخوانید

  • excerptexcerptˈɛksɜrptگزیده، گلچین، قطعه‌ی منتخب
  • articlearticleˈɑrtəkəlمقاله

Force Four

نیروی چهار

In late August 1992, meteorologists from the National Hurricane Center in Florida noticed a small tropical storm over West Africa.

دراواخر ماه آگوست سال۱۹۹۲، هواشناسان از مرکز ملی طوفان در فلوریدا متوجه یک طوفان گرمسیری بر فراز آفریقای غربی شدند.

  • latelateleɪtآخر، اواخر
  • meteorologistˌmitiəˈrɑləʤɪstهواشناس، کارشناس هواشناسی
  • HurricaneHurricaneˈhɜrəˌkeɪnطوفان شدید، تندباد
  • noticenoticeˈnoʊtəsمتوجه چیزی شدن، دیدن
  • tropicaltropicalˈtrɑpɪkəlگرمسیری، مربوط به بخش‌های گرم زمین نزدیک به خط استوا
  • stormstormstɔrmطوفان

When the storm grew stronger and moved west, they named it Andrew.

هنگامی که طوفان قوی‌تر شد و به سمت غرب حرکت کرد، آن‌ها آن را آندرو نامگذاری کردند.

  • namenameneɪmنامگذاری کردن

A few days after that, Lixion Avila of the National Hurricane Center, who had been tracking Andrew all night, called his boss at 3:00 A.M. and told him that they had a hurricane.

چند روز بعد از آن، لیکسیون آویلا از مرکز ملی طوفان، کسی که تمام شب آندرو را پیگیری کرده بود، ساعت ۳ بامداد با رئیسش تماس گرفت و به او گفت که آن‌ها یک طوفان دارند.

  • tracktracktrækپیگیری کردن، دنبال کردن

Andrew quickly grew into a force four, the National Hurricane Center went on the air to warn Florida residents that a giant storm was coming.

آندرو به سرعت به نیروی چهار تبدیل شد، مرکز ملی طوفان روی آنتن رفت تا به ساکنان فلوریدا هشدار دهد که طوفان بسیار بزرگی در راه است

  • on the airɑn ði ɛrروی آنتن، در حال پخش از رادیو و تلویزیون
  • warnwarnwɔrnهشدار دادن
  • residentresidentˈrɛzɪdəntساکن
  • giantgiantˈʤaɪəntبسیار بزرگ‌تر از معمول، غول‌پیکر

They said Andrew might even become a force five - the most powerful class of hurricanes.

آن‌ها گفتند آندرو ممکن است حتی به نیروی پنج تبدیل شود - قدرتمندترین نوع طوفان.

  • classclassklæsنوع، دسته، گروه، سنخ، رسته

Government workers told people that they had to leave homes near the coast, and television reporters announced that everyone should buy extra food and water.

کارمندان دولت به مردمی که نزدیک ساحل بودند گفتند که باید خانه‌هایشان را ترک کنند، و خبرنگاران تلویزیون اعلام کردند همه باید غذا و آب اضافی بخرند.

  • coastcoastkoʊstساحل
  • announceannounceəˈnaʊnsاعلام کردن
  • extraextraˈɛkstrəاضافی، بیش از حد معمول

As Floridians prepared for Hurricane Andrew, stores and gas stations reported that they could not keep up with demands for canned food, bottled water, and gasoline.

هنگامیکه فلوریدا برای طوفان آندرو آماده شد، مغازه‌ها و پمپ بنزین‌ها گزارش دادند که نمی‌توانند پا به پای درخواست‌ها برای غذاهای کنسرو شده، بطری آب و بنزین پیش بروند.

  • gas stationgæs ˈsteɪʃənپمپ بنزین
  • keep up withkip ʌp wɪðپا به پای چیزی پیش رفتن، همپای چیزی حرکت کردن
  • demanddemanddɪˈmændدرخواست، تقاضا
  • cannedcannedkændکنسرو شده، در قوطی ریخته شده
  • bottledˈbɑtəldدر بطری ریخته شده
  • gasolinegasolineˈgæsəˌlinبنزین

In spite of their preparation, Andrew’s 170-mile-an-hour winds caused terrible damage.

علیرغم آمادگی آن‌ها، بادهای ۱۷۰ مایل بر ساعت آندرو باعث خسارت‌های وحشتناکی شد.

  • In spite ofɪn spaɪt ʌvعلی‌رغم، به رغم
  • terribleterribleˈtɛrəbəlوحشتناک، مهیب
  • damagedamageˈdæməʤخسارت، آسیب

After the storm, officials at the National Hurricane Center reported that the electricity had gone out and the radar had been torn off the roof of the twelve-story center.

بعد از طوفان، مقامات در مرکز ملی طوفان گزارش کردند که برق رفته است و رادار پشت بام مرکز دوازده طبقه را پاره کرده بود.

  • officialsofficialsəˈfɪʃəlzمقامات
  • electricityelectricityɪˌlɛkˈtrɪsətiبرق، الکتریسیته
  • radarradarˈreɪˌdɑrرادار
  • torn off (the past tens of Tear off)tɔrn ɔfپاره کردن، کندن
  • storystoryˈstɔriطبقه، هر طبقه از ساختمان

Those in private homes suffered most.

آن‌ها که در خانه‌های شخصی بودند، بیشترین سختی را تحمل کردند.

  • privateprivateˈpraɪvətشخصی، خصوصی
  • suffersufferˈsʌfərرنج بردن، سختی کشیدن

One family said they had run from room to room with windows exploding all around them.

یک خانواده گفتند که آن‌ها با پنجره‌هایی که همه طرف آن‌ها می‌ترکیدند، از اتاقی به اتاق دیگر می‌دویدند.

  • explodeexplodeɪkˈsploʊdترکیدن، منفجر شدن، صدای زیاد ایجاد کردن

Jim Jenkins, who had just moved to Florida in June, told a reporter that if he had known what a force-four hurricane was like, he would have left immediately.

جیم جنکینز، کسی که به تازگی در ماه ژوئن به فلوریدا نقل مکان کرده بود، به یک گزارشگر گفت که اگر می‌دانست یک طوفان نیروی چهار چگونه است، سریعا (منطقه‌ی خطر را) ترک می‌کرد.

  • justjustʤʌstبه تازگی، اخیراً

He said that he and his family had spent a terrifying night in a closet after a trailer had blown through the house.

او گفت که بعد از این که باد یک تریلی را به خانه‌ی آن‌ها برده بود، او و خانواده‌اش یک شب وحشتناک را در کمد دیواری گذرانده‌ بودند.

  • terrifyingˈtɛrəˌfaɪɪŋوحشتناک
  • closetˈklɑzətکمد دیواری، پستو
  • trailertrailerˈtreɪlərتریلی، خودرو یدک‌کش
  • blown (the past tens of Blow)bloʊnدمیدن، باد بردن، با نیروی باد حرکت کردن

Jim said, “There are no words to describe the storm.”

جیم گفت، کلمه‌ای برای توصیف‌ طوفان وجود ندارد.

  • describedescribedɪˈskraɪbتوصیف کردن، شرح دادن، تعریف کردن

After the terror came the realization of loss.

بعد از ترس و وحشت، برآورد خسارت آمد.

  • terrorterrorˈtɛrərترس زیاد، وحشت
  • realizationrealizationˈriləˈzeɪʃənبرآورد کردن، فهمیدن، تحقیق کردن

In one trailer park, a young woman held her baby as she sifted through the scraps of metal that had been their home.

در یک پارکینگ تریلی، خانم جوانی نوزادش را چسبیده بود در حالی که میان ضایعات فلزی که زمانی خانه آنها بوده جستجو می‌کرد.

  • parkparkpɑrkپارکینگ
  • sift throughsɪft θruجستجو کردن در میان انبوهی از چیزها
  • scrapscrapskræpقراضه، ضایعات

Her husband, still dazed, told us that he had lost his home, his job, and his dog in just two hours.

شوهرش، که هنوز شوکه بود، به ما گفت که او خانه‌اش، شغلش و سگش را فقط در دو ساعت از دست داده است.

  • dazeddeɪzdشوکه، خیره، کسی که به خاطر یک اتفاق یا تصادف هنوز نمی‌تواند درست فکر کند

While the government struggled to provide emergency services for the victims, officials predicted it would cost at least $20 billion to rebuild after Andrew.

هنگامیکه دولت تلاش کرد برای قربانیان خدمات اضطراری فراهم کند، مقامات پیش‌بینی کردند که بازسازی پس از آندرو حداقل 20 میلیارد هزینه دارد.

  • strugglestruggleˈstrʌgəlتقلا کردن، کوشش کردن، سخت تلاش کردن
  • emergencyemergencyɪˈmɜrʤənsiاضطراری
  • serviceserviceˈsɜrvəsخدمت
  • victimvictimˈvɪktəmقربانی، آسیب‌دیده از حادثه
  • rebuildrebuildriˈbɪldبازسازی

Naming Hurricanes

نامگذاری طوفان‌ها

Hurricanes receive names (like Andrew) to avoid confusion when more than one storm is being observed.

طوفان‌ها نام‌هایی (مانند آندرو) دریافت می‌کنند تا وقتی که بیشتر از یک طوفان مشاهده می‌شود از اشتباه گرفتن جلوگیری شود.

  • avoidavoidəˈvɔɪdجلوگیری کردن، پیشگیری کردن
  • confusionconfusionkənˈfjuʒənاشتباه گرفتن، اشتباه شدن، قاطی شدن
  • observeobserveəbˈzɜrvمشاهده کردن

Hurricanes are named by the World Meteorological Organization.

طوفان‌ها توسط سازمان جهانی هواشناسی نامگذاری می‌شوند.

  • MeteorologicalMeteorologicalˌmitiˌɔrəˈlɑʤɪkəlمربوط به هواشناسی

When a storm results in a large loss of life or property damage, its name is “retired.” (Andrew was retired and replaced by Alex.)

وقتی که یک طوفان منجر به خسارت جانی و مالی عظیم شود، نام آن «بازنشسته» می‌شود. (آندرو بازنشسته شده و با الکس جایگزین شد.)

  • result inresult inrɪˈzʌlt ɪnمنجر به چیزی شدن
  • propertypropertyˈprɑpərtiمال، مال و اموال
  • retiredretiredrɪˈtaɪrdبازنشسته

Before 1979, hurricanes were only given women’s names.

قبل از ۱۹۷۹، به طوفان‌ها فقط نام‌های زنانه داده می‌شد.

Today hurricanes alternate between men’s and women’s names in alphabetical order (Alex, Bonnie, Charlie, Danielle, etc.).

امروزه طوفان‌ها بین نام‌های مردانه و زنانه به ترتیب الفبایی یکی در میان جابجا می‌شوند. (الکس، بانی، چارلی، دنیل، و...)

  • alternatealternateˈɔltɜrnətیکی در میان بودن، متناوب بودن،
  • alphabeticalalphabeticalˌælfəˈbɛtɪkəlالفبایی
  • orderorderˈɔrdərترتیب

There are no hurricanes that begin with the letters Q, U, X, Y, or Z.

طوفانی وجود ندارد که نام آن با حروف Q، U، X، Y، یا Z شروع شود.

  • letterletterˈlɛtərحرف، حرف الفبا
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

۶ دیدگاه

  1. خدا خیرتون بده، واقعا دمتون گرم. 😘😘😘😘

  2. میشه یه خلاصه متفاوت بگید هرچی سعی می کنم خلاصه مثل کتاب نشه نمیشه لطفا یه خلاصه خوب بگید

  3. سلام میشه یه سامری برای این درس بدید یه جوری که دقیق جمله های کتاب رو نخوایم بگیم

  4. باتشکر از زحمات شما 😍🌹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *