ترجمه فارسی متن ریدینگ یونیت ۵ ادونسد ۱

توجه: ترجمه‌ی زیر توسط یکی از زبان‌آموزان انجام شده و هنوز بررسی و ویرایش نشده است. بنابراین ممکن است شامل خطاهایی باشد.
به زودی همه‌ی ترجمه‌ها با دقت بیشتر بررسی خواهند شد و علاوه بر رفع اشکالات احتمالی، معنی و تلفظ لغات مهم جملات نیز به متن اضافه خواهد شد.

When Is a Room Not a Room?

چه زمانی یک اتاق اتاق نیست؟

There was a bit of a fuss at a Tate Britain exhibition of modern art a few years ago.

چند سال پیش در نمایشگاه هنر مدرن تیت بریتانیا کمی هیاهو بود.

A woman was hurrying through the large room that housed an intriguing work entitled Lights Going On and Off in a Gallery, in which, yes, lights went on and off in a gallery.

یک زن با شتاب به اتاق بزرگی می‌رفت که یک کار خیره‌کننده به نام چراغ ها در یک گالری روشن و خاموش می شوند را در خود جای داده بود جایی که، بله، چراغ‌ها در یک گالری روشن و خاموش می‌شدند.

Suddenly the woman’s necklace broke and the beads spilled over the floor.

ناگهان گردنبند زن شکست و دانه هایش روی زمین ریخت.

As we bent down to pick them up, one man said, “Perhaps this is part of the installation.”

همچنانکه ما خم شدیم که آنها را جمع کنیم یک مرد گفت «شاید این قسمتی از چیدمان است.»

Another replied, “Surely that would make it performance art rather than an installation.”

یک نفر دیگر پاسخ داد «یقینا این آن را نمایش هنری می‌کرد تا یک چیدمان.»

“Or a happening,” said a third.

نفر سومی گفت «یا یک اتفاق».

These are confusing times for the visual arts audience, which is growing rapidly.

این ها زمان های گیج کننده برای حضار هنرهای بصری است که دارد به سرعت رشد پیدا می کند.

More and more of London’s gallery space is being devoted to installations, so what we need is the answer to three simple questions.

فضای بیشتر و بیشتر گالری لندن به چیدمان اختصاص داده شده است بنابراین چیزی که ما نیاز داریم جواب به سه سوال ساده است.

What is installation art?

هنر چیدمان چیست؟

Why has it become so ubiquitous?

چرا بسیار همه جا حاضر شده است؟

And why is it so irritating?

و چرا بسیار برانگیزنده است؟

First question first. What are installations?

ابتدا سوال اول. چیدمان چیست؟

“Installations,” answers the Thames and Hudson Dictionary of Art and Artists with misplaced self-confidence, “only exist as long as they are installed.”

دیکشنری هنر و هنرمندان تامس و هدسن با اعمتاد به نفس نابجا پاسخ می دهد «چیدمان فقط تا زمانیکه چیده شده است وجود دارد.»

Thanks for that.

ممنون بخاطر آن.

The dictionary continues more promisingly:

دیکشنری نویددهنده‌تر ادامه می دهد:

installations are “multimedia, multi-dimensional, and multi-form works which are created temporarily for a particular space or site either outdoors or indoors, in a museum or gallery.”

چیدمان کارهای چند رسانه ای-چند بعدی و چندنوعی هستند که موقتا برای یک فضا یا مکان مخصوص یا بیرون از خانه یا در خانه در یک موزه یا گالری ساخته شده اند.

As a first stab at a definition, this isn’t bad.

به عنوان یک ضرب اول در یک تعریف این بد نیست.

It rules out paintings, sculptures, frescoes, and other intuitively non-installational artworks.

نقاشی ها، پیکرتراشی‌ها، نقاشی دیواری و دیگر کارهای هنری حسی غیرچیدمانی را نفی می‌کند.

It also says that anything can be an installation so long as it has art status conferred on it, so the flashing fluorescent tube in your kitchen is not art because it hasn’t got the nod from the gallery.

این همچنین می گوید که هرچیزی می تواند یک چیدمان باشد به اندازه ای طولانی که وضعیت هنری به آن اعطا شده است بنابراین لامپ مهتابی درخشان در آشپزخانه شما هنر نیست زیرا از گالری رضایت نگرفته است.

The only problem is that this definition is incomplete.

تنها مشکل این است که تعریف ناقص است.

In some cases, installations have been bought and moved out of the gallery for which they were intended and re-installed in a different context.

در بعضی موارد چیدمان خریده شده اند و برای چیزی که قصد داشتند از گالری بیرون رفتند و در زمینه ای متفاوت دوباره مستقر شده اند.

Also, unlike looking at paintings or sculptures, you often need to move through or around installations to appreciate the full impact of the work.

همچنین برخلاف نقاشی ها یا مجسمه سازی ها شما غالب اوقات نیاز دارید به سمت یا اطراف چیدمان حرکت کنید تا اثر کامل کار را درک کنید.

What this suggests is that we are barking up the wrong tree by trying to define installations.

چیزی که این تلقین می کند این است که ما با تلاش برای تعریف چیدمان در اشتباه هستیم.

They do not all share a set of essential characteristics.

همه آنها یک مجموعه از مشخصات ضروری را در میان نمی گذارند.

Some will demand audience participation, some will be site-specific, some will be conceptual jokes involving only a light bulb.

بعضی مشارکت حضار را درخواست خواهند کرد بعضی دارای مکان خاص خواهند بود بعضی لطیفه های مفهومی شامل فقط یک لامپ برق خواهند بود.

This brings us to the second question:why are there so many of them around at the moment?

این مارا به سوال دوم می رساند:چرا بسیاری از آنها الان اطرافمان هستند؟

There have been installations since Marcel Duchamp put a toilet in a New York gallery in 1917 and called it art.

چیدمان از زمانی وجود داشته است که مارکل دوچامپ در 1917 در نیویورک یک توالت در یک گالری قرار داد و آن را هنر نامید.

This was the most resonant gesture in twentieth-century art, discrediting notions of taste, skill, and craftsmanship, and suggesting that everyone could be an artist.

این تشدیدکننده ترین حرکت در هنر قرن بیستم بود که نظریه سلیقه و مهارت و استادکاری را بی اعتبار کرد و تلقین کرد که همه می توانستند یک هنرمند باشند.

But why has the number of installations been going up so quickly?

اما چرا شمار چیدمان بسیار سریع بالا رفته است؟

American critic Hal Foster thinks he knows why installations are everywhere in modem art.

کارشناس آمریکایی هال فستر فکر می کند می داند چرا چیدمان در هنر مدرن همه جا هستند.

He reckons that the key transformation in Western art since the 1960s has been a shift from what he calls a “vertical” conception to a “horizontal” one.

او گمان می کند که دگرگونی کلیدی در هنر غربی از سالهای 1960 یک تغییر مسیر از چیزی که او مفهوم «عمودی» می نامد به یک «افقی» بوده است.

Before then, painters were interested in painting, exploring their medium to its limits.

قبل از آن نقاش ها علاقه مند به نقاشی بودند و حد وسطشان را در محدوده اش کاوش کنند.

They were vertical.

آنها عمودی بودند.

Artists are now less interested in pushing a form such as painting or sculpture as far as it will go, and more in using their work as a terrain on which to evoke feelings or provoke reactions.

هنرمندان حالا کمتر علاقه مند به پیش بردن یک نوع مانند نقاشی یا مجسمه سازی هستند تا آنجا که این پیش خواهد رفت و بیشتر در استفاده از کارشان به عنوان یک سرزمین که بر آن احساسات را فراخواند یا واکنش ها را برانگیخت.

True, photography, painting, or sculpture can do the same, but installations have proved most fruitful - perhaps because with installations there is less pressure to conform to the demands of a formal tradition and the artist can more easily explore what concerns them.

عکسبرداری-نقاشی یا مجسمه سازی حقیقی می تواند همان کار را انجام دهد اما چیدمان ثمربخش ترین اثبات شده اند شاید برای اینکه با چیدمان فشار کمتری هست تا با درخواست های یک سنت رسمی تطبیق کرد و هنرمند می تواند راحت تر چیزی را که آنها را نگران می کند کشف کند.

Why are installations so irritating, then?

آنگاه چرا چیدمان بسیار برانگیزنده هستند؟

Perhaps because in the many cases when craftsmanship is removed, art seems like the emperor’s new clothes.

شاید زیرا در بیشتر موارد زمانی که استادکاری برطرف می شود هنر مانند لباس جدید امپراطور به نظر می رسد.

Perhaps also because installation artists are frequently so bound up with the intellectual history of art and its various “isms” that they forget that those who are not educated in this neither care nor understand.

شاید همچنین چون هنرمندان چیدمان خیلی اوقات با تاریخ عقلانی هنر و مکاتب گوناگونش مقید هستند که آنها فراموش می کنند آنهایی که در این تحصیل کرده نیستند نه توجه می کنند نه می فهمند.

But, ultimately, being irritating need not be a bad thing for a work of art since at least it compels engagement from the viewer.

اما نهایتا برانگیزنده بودن نیاز ندارد یک چیز بد برای کاری از هنر باشد از آنجا که این حداقل تعهدات را از بیننده جلب می کند.

Take Martin Creed’s Lights Going On and Off again.

دوباره درباره چراغ مارتین کرید که روشن و خاموش می شود فکر کنید.

“My work,” says Martin Creed, “is about fifty percent what I make of it, and fifty percent what people make of it.

مارتین کرید می گوید «کار من تقریبا پنجاه درصد چیزی است که من از آن می سازم و پنجاه درصد چیزی که مردم از آن می سازند.

Meanings are made in people’s heads-I can’t control them.”

معانی در سر مردم ساخته می شوند-من نمی توانم آنها را کنترل کنم.»

Another example is Double Bind, Juan Munoz’s huge work at the Tate Modem gallery in London.

مثال دیگر حصار مضاعف کار کلان جان مونز در گالری تیت مودم در لندن است.

A false mezzanine floor in the massive main exhibition hall is full of holes, some real, some trompe l’oeil.

یک نیم طبقه ساختگی در تالار اصلی نمایشگاه پر از سوراخ است بعضی ها واقعی بعضی ها خطای دید.

A pair of lifts chillingly lit go up and down, heading nowhere.

یک جفت جرثقیل بالا و پایین می روند در حالی به هیچ‌جا نمی‌روند.

To get the full impact, and to go beyond mere illusionism, you need to go downstairs and look up through the holes.

برای اینکه تاثیر کامل را بگیرید و به آنسوی خیالبافی محض بروید شما نیاز دارید به پایین بروید و در سوراخ ها جست و جو کنید.

There are gray men living in rooms between the floorboards, installations within the installation.

مردهای خاکستری نشسته در اتاق ها میان کف های تخته ای هستند چیدمان داخل چیدمان.

I don’t necessarily understand or like all installation art, but I was moved by this.

من لزوما هنر چیدمان را نمی فهمم یا دوست ندارم اما من توسط این پیش رفتم.

It’s creepy and beautiful and strange, but ultimately you, the spectator, need to make an effort to get something out of it.

این غیرعادی و زیبا و عجیب است اما نهایتا شما تماشاچی لازم است تلاش کنید که چیزی از آن بفهمید.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

۷ دیدگاه

  1. سلام از اینکه معنی درس ۵ روگذاشتید واقعا ممنون

  2. سلام خسته نباشید
    بیزحمت میشه بگید اینکه میفرماییدبه زودی معنی لغات رو میذارید , این به زودی یعنی دقیقا کی؟

    • همکارمون که ترم‌های قبل زحمت این کار را می‌کشیدند الان به دلیل مشغله نمی‌تونن کارشون را تکمیل کنند. الان اگر مطالب مربوط به ترم‌های PRE تا High را ملاحظه بفرمایید، معنی لغات را هم براشون تهیه کردیم. ولی این ترم فعلا فرصت نیست و در مورد زمان دقیق هم نمی‌تونیم قولی بدیم.

  3. خب دیگه این یه زودیت به چه دردی میخوره وقتی پرسید تموم شد؟!

  4. سلامم خسته نباشید معنی درس ۶ رو میزارید؟

  5. سلام از زحمات شما بسیار متشکرم واقعا جای قدر دانی داره خسته نباشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *