معنی فارسی لغات pre3

ترجمه لغت های Pre 3 یونیت ۸

سلام. ضمن آرزوی موفقیت برای همه شما زبان‌آموزان عزیز کانون زبان؛ امروز با ارائه معنی فارسی کلمه ها و لغات درس آخر پری اینترمدیت ۳ (pre 3) در خدمت شما عزیزان هستیم. در این پست علاوه بر ترجمه فارسی کلمات، می‌توانید نقش دستوری، فونتیک و محل استرس واژه های وکب Pre Intermediate 3 را نیز مشاهده کنید. امیداواریم این مطلب مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

با توجه به نزدیک شدن به امتحان پایان ترم، می‌توانید برای مرور لغات درسهای قبلی، از کادر مطالب مرتبط در پایین جدول لغات استفاده کنید. معنی کلمات سایر سطوح نیز موجود است که با استفاده از «دسته‌ها»ی موجود در سایت دسترسی به آن‌ها آسان خواهد شد. از این که همراه ما هستید از شما متشکریم.

ILI – Pre Intermediate 3 – Vocabulary – Stress – Phonetic – Parts of Speech – Farsi Meaning

ترجمه فارسی کلمات Pre 3 – درس هشتم

appetite
(noun)
/ˈæpəˌtaɪt/
اشتها
approve
(verb)
/əˈpruːv/
تأیید کردن
blister
(noun)
/ˈblɪstər/
تاول (ناشی از سوختگی)
checkup
(noun)
/ˈtʃɛkˌʌp/
چک‌آپ (توسط پزشک)
cliff
(noun)
/ˈklɪf/
صخره (با شیب تند در کنار دریا)
coated
(adjective)
/ˈkoʊtəd/
پوشیده شده با یک لایه از چیزی
collapse
(verb)
/kəˈlæps/
افتادن (به علت بیماری، خستگی و...)
consult
(verb)
/kənˈsʌlt/
مشورت کردن با
cover
(verb)
/ˈkʌvər/
پوشش دادن (پرداخت) هزینه ها
cut off
(verb)
/ˈkʌt ˈɔf/
قطع کردن (سخنرانی، یا منبع گاز، برق، آب و...)
dead
(adjective)
/ˈdɛd/
مُرده
exception
(noun)
/ɪkˈsɛpʃən/
استثنا
exhausted
(adjective)
/ɪgˈzɔstəd/
بسیار خسته
faith
(noun)
/ˈfeɪθ/
ایمان
file
(noun)
/ˈfajəl/
پرونده
household
(adjective)
/ˈhaʊsˌhoʊld/
خانگی (اشیا، وظایف، هزینه‌ها)
manage
(verb)
/ˈmænɪdʒ/
از پس چیزی برآمدن
mess
(noun)
/ˈmɛs/
(مکان) نامرتب و به هم ریخته
plain
(adjective)
/ˈpleɪn/
(غذا) ساده و سبک و بدون ادویه
relevant
(adjective)
/ˈrɛləvənt/
مرتبط (با موضوع)
respect
(verb)
/rɪˈspɛkt/
احترام گذاشتن (به قانون)
slow down
(verb)
/ˈsloʊ ˈdaʊn/
کمتر کردن فعالیت و استراحت کردن
surroundings
(noun pl.)
/səˈraʊndɪŋz/
محیط و شرایط اطراف
survey
(noun)
/ˈsərˌveɪ/
نظرسنجی
unfasten
(verb)
/ˌʌnˈfæsən/
شل کردن، باز کردن
valve
(noun)
/ˈvælv/
شیر (آب)، دریچه، سوپاپ
be in sb's shoes
(exp.)
/ˈbiː ˈɪn sb's ˈʃuz/
جای کسی بودن
be on one's rounds
(exp.)
/ˈbiː ˈɔn ˈwʌnz ˈraʊndz/
در شیفت کاری بودن
burn the candle at both ends
(exp.)
/ˈbərn ðə ˈkændəl ət ˈboʊθ ˈɛndz/
بدون استراحت و به سختی کار کردن
cut a long story short = put (sth) in a nutshell
(exp.)
/-/
خلاصه کردن
(as) fit as a fiddle
(exp.)
/ˈæz ˈfɪt ˈæz ə ˈfɪdl̩/
صحیح و سالم
get rid of sth
(exp.)
/ˈgɛt ˈrɪd əv sth/
از دست چیزی خلاص شدن
با نظرات خود ما را دلگرم کنید

یک دیدگاه

  1. ممنون. سایت تون واقعا عالیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *