معنی کلمه ها و لغات pre 3 پری تری

معنی لغات پری ۳ درس ۶

با سلام خدمت همه زبان آموزان عزیز ترم پری تری (Pre 3) کانون زبان، در این پست با ارائه معنی فارسی و تلفظ (فونتیک) کلمات و لغت های درس ششم Pre-Intermediate 3 در خدمت شما عزیزان هستیم. امیدوارم این مطلب برای شما مفید واقع شود. لغات جدید یونیت ۶ ترم Pre 3 در جدول زیر آورده شده و در کنار هر کلمه، معنی فارسی واژه، نقش دستوری و فونتیک کلمه آورده شده است. محل و موقعیت استرس در لغات نیز با یک علامت کوچک در ابتدای سیلاب استرس‌دار در ستون مربوط به فونتیک مشخص شده است.

ILI – Pre Intermediate 3 – Unit 6 – Vocabulary – Parts of Speech – Stress – Phonetic – Farsi Meaning

از این که همراه ما در سایت ILIplus هستید از شما ممنونیم. لطفا نظرات ارزشمند و دلگرم‌کننده خود را از طریق فرم نظرخواهی در پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

برای دسترسی به معنی فارسی لغات همه یونیت های Pre 3 از کادر مطالب مرتبط در پایین جدول استفاده کنید. همچنین برای تهیه پاسخنامه ورک بوک Pre 3 می‌توانید از بخش مربوطه در پایین جدول لغات بهره بگیرید.

معنی فارسی لغات Pre 3 – درس ششم

blind
(adjective)
/ˈblaɪnd/
کور
color-blind
(adjective)
/ˈkʌlərˌblaɪnd/
کور رنگ
cruel
(adjective)
/ˈkruːl/
بیرحم
dare
(verb)
/ˈder/
جرأت کردن
defense
(noun)
/dɪˈfɛns/
دفاع
entertain
(verb)
/ˌɛntərˈteɪn/
سرگرم کردن
fix on
(verb)
/ˈfɪks ˈɔn/
چشم بر نداشتن از
frighten
(verb)
/ˈfraɪtən/
ترساندن
furry
(adjective)
/ˈfəriː/
خزدار
gentle
(adjective)
/ˈdʒɛntəl/
نجیب
ground floor
(noun)
/ˈgraʊnd ˈflɔr/
طبقه همکف
handicapped
(adjective)
/ˈhændɪˌkæpt/
معلول
hearing aid
(noun)
/ˈhɪrɪŋ ˈeɪd/
سمعک
horror
(noun)
/ˈhɔrər/
وحشت
meanwhile
(adverb)
/ˈmiːnˌwajəl/
ضمناً
operation
(noun)
/ˌɑpəˈreɪʃən/
جراحی
outstretched
(adjective)
/ˌaʊtˈstrɛtʃt/
بیرون گسترده (مثلاً پاها)
pride
(noun)
/ˈpraɪd/
غرور
rat
(noun)
/ˈræt/
موش صحرایی
recall
(verb)
/rɪˈkɔl/
به خاطر آوردن
roller coaster
(noun)
/ˈroʊlər ˌkoʊstər/
ترن هوایی در شهربازی
scare
(verb)
/ˈsker/
ترساندن
slimy
(adjective)
/ˈslaɪmiː/
لجن مال، لزج
stare
(verb)
/ˈster/
خیره شدن
stuck
(adjective)
/ˈstʌk/
گیرکرده (بی‌حرکت مانده)
terrified
(adjective)
/ˈterəˌfaɪd/
وحشت‌زده
terror
(noun)
/ˈterər/
وحشت
wheel
(verb)
/ˈwiːl/
هول دادن وسیله‌ای چرخدار در جهتی خاص
wrap up
(verb)
/ˈræp ˈʌp/
پیچیدن در چیزی
as if
(exp.)
/ˈæz ˈɪf/
انگار که
be to
(exp.)
/ˈbiː ˈtuː/
قراره که، بایستی
ever since
(exp.)
/ˈɛvər ˈsɪns/
تمام مدت از وقتی که
با نظرات خود ما را دلگرم کنید

5 دیدگاه

  1. بسیار هم عالی..تشکر از سایت خوبتون

  2. امکانش هست ترجمه دیالوگ درس ۶ pre3 بذارید..تشکر

  3. لطفا مطالب و زود تر بذاریم دیالوگ درس شش رو دیر گذاشتین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *