معنی فارسی لغات پری تری Pre 3

تلفظ و معنی فارسی کلمات Pre 3‌ درس۲

اگر شما هم جزء آن دسته از زبان‌آموزانی هستید که به علت کمبود زمان نمی‌توانید تلفظ و معنی همه کلمات کتاب‌های ترم پری تری کانون زبان ILI را در دیکشنری بیابید و به درستی یاد بگیرید، حتماً این مطلب برای شما مفید خواهد بود. یکی از نقص‌های اصلی کتاب های سطح Pre-Intermediate کانون زبان، عدم وجود فونتیک و محل استرس در لغات است.

ما در ILIplus هر روز معنی فارسی، تلفظ و محل استرس لغات و کلمه های وکب یکی از یونیت‌های کانون زبان را آماده و منتشر می‌کنیم. در همین راستا امروز جدول شامل ترجمه فارسی، فونتیک، موقعیت استرس و نقش دستوری کلمات درس دوم پرس ۳ (Pre 3) کانون زبان را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم. برای دسترسی به جدول مربوط به سایر یونیت‌های Pre 3 یا لغات سایر ترم های کانون زبان، می‌توانید از کادر مطالب مرتبط و دسته‌بندی‌های موجود در سایت ILIplus استفاده نمایید.

معنی لغات Pre 3 – یونیت ۲

basement
(noun)
/ˈbeɪsmənt/
زیرزمین
bear away
(verb)
/ˈber əˈweɪ/
با خود حمل کردن و بردن (مثلاً توسط سیل)
bold
(adjective)
/ˈboʊld/
شجاع
break out
(verb)
/ˈbreɪk ˈaʊt/
ناگهان شروع شدن
bridge
(noun)
/ˈbrɪdʒ/
پل
conquer
(verb)
/ˈkɑŋkər/
فتح کردن
continent
(noun)
/ˈkɑntənənt/
قاره
damage
(verb, noun)
/ˈdæmɪdʒ/
آسیب زدن، آسیب
dreadful
(adjective)
/ˈdrɛdfəl/
وحشتناک
earthquake
(noun)
/ˈərθˌkweɪk/
زلزله
escape
(verb)
/ɪˈskeɪp/
گریختن
extreme
(adjective)
/ɪkˈstriːm/
بیش از حد شدید یا جدی
hurricane
(noun)
/ˈhərəˌkeɪn/
تند باد
likely
(adjective)
/ˈlaɪkliː/
محتمل
liquid
(noun)
/ˈlɪkwəd/
مایع
loan
(noun)
/ˈloʊn/
وام (بانکی)
loss
(noun)
/ˈlɔs/
خسارت، از دست رفته
melt
(verb)
/ˈmɛlt/
ذوب شدن
mud
(noun)
/ˈmʌd/
گِل
outcome
(noun)
/ˈaʊtˌkʌm/
نتیجه، پیامد
overflow
(verb)
/ˌoʊvərˈfloʊ/
لبریز شدن، طغیان کردن
owing to
(prep.)
/ˈoʊɪŋ ˈtuː/
به علت
patriot
(noun)
/ˈpeɪtriːjət/
شخص وطن‌پرست
ruin
(verb)
/ˈruːwən/
منهدم کردن
shelter
(noun)
/ˈʃɛltər/
پناهگاه
smog
(noun)
/ˈsmɑg/
مه غلیظ شیمیایی
strike
(verb)
/ˈstraɪk/
ضربه زدن و منهدم کردن (مثلاً توسط رعد و برق)
thoroughly
(adverb)
/ˈθəroʊliː/
کاملاً
tidal wave
(noun)
/ˈtaɪdəl ˈweɪv/
سیلاب دریایی
tornado
(noun)
/tɔrˈneɪdoʊ/
طوفان پیچنده، تورنادو
tremendous
(adjective)
/trɪˈmɛndəs/
مهیب، چشمگیر
typhoon
(noun)
/taɪˈfuːn/
گردباد
unfortunate
(adjective)
/ˌʌnˈfɔrtʃənət/
بدشانسی
volcano
(noun)
/vɑlˈkeɪnoʊ/
آتشفشان
war
(noun)
/ˈwɔr/
جنگ
widespread
(adjective)
/ˈwaɪdˈsprɛd/
گسترده، شایع
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

ILI – Pre Intermediate 3 – Vocabulary – Stress – Phonetic – Farsi Meaning – Parts of Speech

یک دیدگاه

  1. تبريک بابت اين مطالب با ارزش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *