معنی لغات پری ۲ Pre 2

معنی فارسی کلمات درس اول Pre 2

امروز معنی و ترجمه فارسی کلمه ها و لغات پری تو (Pre Intermediate 2) را برای شما زبان‌آموزان عزیز کانون زبان آماده کرده‌ایم. در جدول زیر علاوه بر معنی لغت های درس اول Pre 2 می‌توانید نقش دستوری کلمه ها، فونتیک و محل استرس در لغات را نیز ببینید. موقعیت استرس در هر کلمه، در ستون مربوط به فونتیک مشخص شده است. برای دسترسی به ترجمه کلمات سایر یونیت های Pre 2 از کادر مطالب مرتبط در پایین جدول لغات استفاده کنید. معنی لغات سایر ترم های کانون زبان نیز در دسته‌بندی‌های مختلف در سایت ILIplus.com ارائه شده است.

ILI – Pre-Intermediate 2 – Unit 1 – Vocabulary – Stress – Phonetic – Parts of Speech – Farsi Meaning

منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما هستیم. ما همه توان خود را به کار می‌گیریم تا مطالبی که مورد استفاده زبان‌آموزان گرامی است را در سایت ارائه کنیم. لطفا کمبودها را به ما تذکر دهید و پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق بخش نظرات در پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

معنی کلمات پری ۲ – یونیت ۱

adjust
(verb)
/əˈdʒʌst/
تنظیم کردن
adopt
(verb)
/əˈdɑpt/
اتخاذ کردن، به کار گیری (مثلاً یک روش)
architecture
(noun)
/ˈɑrkəˌtɛktʃər/
معماری
arise
(verb)
/əˈraɪz/
پیش آمدن (مثلاً یک مشکل یا نیاز)
associate
(verb)
/əˈsoʊʃiːˌeɪt/
ارتباط دادن
base
(noun)
/ˈbeɪs/
پایه، اساس
climate
(noun)
/ˈklaɪmət/
آ ب و هوای یک منطقه خاص
dawn
(noun)
/ˈdɔn/
طلوع، آغاز روز
figure out
(verb)
/ˈfɪgjər ˈaʊt/
کشف کردن، حل کردن، فهمیدن
general
(adjective)
/ˈdʒɛnrəl/
عمومی
ingredient
(noun)
/ɪnˈgriːdiːjənt/
مواد لازم برای پخت غذا (در حالت جمع)
layer
(noun)
/ˈlejər/
لایه
license
(noun)
/ˈlaɪsəns/
گواهینامه (مثلاً رانندگی)
mother tongue
(noun)
/ˈmʌðər ˈtʌŋ/
زبان مادری
mushroom
(noun)
/ˈmʌʃˌruːm/
قارچ
mustard
(noun)
/ˈmʌstərd/
خردل
ocean
(noun)
/ˈoʊʃən/
اقیانوس
originate
(verb)
/əˈrɪdʒəˌneɪt/
منشأ گرفتن
pertain to
(verb)
/pərˈteɪn ˈtuː/
ارتباط داشتن با
pickle
(noun)
/ˈpɪkəl/
ترشی
promise
(verb)
/ˈprɑməs/
قول دادن
reminder
(noun)
/rɪˈmaɪndər/
یادآور (یادداشت، علامت و ...)
search
(verb)
/ˈsərtʃ/
جستجو کردن
shade
(verb)
/ˈʃeɪd/
سایه افکندن
sliced
(adjective)
/ˈslaɪst/
ورقه ورقه، قاچ شده (گوشت، نان، سبزی و ...)
snack
(noun)
/ˈsnæk/
خوراک مختصر، خوراک سرپایی
solid
(adjective)
/ˈsɑləd/
سفت، محکم
stranger
(noun)
/ˈstreɪndʒər/
غریبه
stuff
(noun)
/ˈstʌf/
چیز، مطالب، مواد
thus
(adverb)
/ˈðʌs/
بنابراین
turkey
(noun)
/ˈtərkiː/
بوقلمون
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

لطفا نظرات خود را درباره محتوای سایت را از طریق بخش نظرات در پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

9 دیدگاه

  1. سلام
    مرسی از سایت خوب و کاملتون
    من توی همه ی ترم هام از سایت شما استفاده می کنم.
    از زحماتتون ممنونم

  2. از لطفتون ممنونم.

  3. بسیار عالی.ممنون از زحماتتون.کاش زودتر با این سایت آشنا شده بودم.سپاس از لطفتون

  4. خیلی خیلی ممنون
    من دانشجو هستم واقعا وقت نمیکردم ک تک تک کلمات را در دیکشنری پیدا کنم کار منو راحت کردید

  5. مرسی ، واقعا سایت شما عالیه

  6. با سلام،خسته نباشید میگم برای زحماتتون بسیار عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *