معنی لغات و محل استرس کلمات پری 1 pre

کلمه های Pre 1 معنی فارسی، محل استرس و فونتیک درس۷

مطابق روال هفته‌های گذشته، معنی فارسی، محل و موقعیت استرس و فونتیک کلمات و لغت های جدید یک درس دیگر از کتاب‌های کانون زبان را خدمت شما زبان‌آموزان عزیز ارائه می‌کنیم. امروز با جدول لغات پری ۱ (Pre-Intermediate1) در خدمت شما هستیم. در جدول زیر معنی، فونتیک،‌ محل استرس و نقش دستوری واژگان وکب درس ۷ سطح Pre 1 کانون زبان ILI درج شده است. امیدواریم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد. لطفاً ما را از نظرات و انتقادات خود محرم نکنید. برای ارسال نظر از فرم پایین همین صفحه استفاده کنید و یا نظرتان را به صورت خصوصی از طریق فرم تماس با ما ارسال کنید.

ILI – Pre Intermediate 1 – Vocabulary – Unit 7 – Meaning – Stress – Phonetic – Parts of Speech

معنی لغات Pre 1 – یونیت ۷

application
(noun)
/ˌæpləˈkeɪʃən/
تقاضا، درخواست
atmosphere
(noun)
/ˈætməˌsfɪr/
جو، حال و هوا
career
(noun)
/kəˈrɪr/
شغل، پیشه
civil engineering
(noun)
/ˈsɪvəl ˌɛndʒəˈnɪrɪŋ/
مهندسی عمران
confidence
(noun)
/ˈkɑnfədəns/
اعتماد
confident
(adjective)
/ˈkɑnfədənt/
مطمئن بودن درباره چیزی
developing
(adjective)
/dɪˈvɛləpɪŋ/
در حال توسعه
employment agency
(noun)
/ɪmˈplɔɪmənt ˈeɪdʒənsiː/
بنگاه کاریابی
eventually
(adverb)
/ɪˈvɛntʃəwəliː , ɪˈvɛntʃəliː/
در نهایت
field
(noun)
/ˈfiːld/
زمینه، رشته
graduate
(verb)
/ˈgrædʒəˌweɪt/
فارغ‌التحصیل شدن
interfere with
(verb)
/ˌɪntərˈfɪr ˈwɪθ/
تداخل داشتن، مزاحم شدن
major in
(verb)
/ˈmeɪdʒər ˈɪn/
در یک رشته تحصیل کردن
make up
(verb)
/ˈmeɪk ˈʌp /
سر هم کردن (مثلاً داستان ساختگی)
overseas
(adverb)
/ˈoʊvərˌsiːz/
خارج از کشور
position
(noun)
/pəˈzɪʃən/
موقعیت شغلی
president
(noun)
/ˈprɛzədənt/
رئیس (در یک سازمان)
professional
(adjective)
/prəˈfɛʃənəl/
حرفه‌ای
recently
(adverb)
/ˈriːsəntliː/
اخیراً
smash (up)
(verb)
/ˈsmæʃ (ˈʌp)/
داغان کردن (مثلاً داغان کردن ماشین با تصادف)
stuck
(verb)
/ˈstʌk/
گیر کردن (مثلاً در ترافیک)
stuff
(noun)
/ˈstʌf/
چیز
suitable
(adjective)
/ˈsuːtəbəl/
مناسب
toward
(preposition)
/ˈtowərd , ˈtɔrd/
به سوی
truck
(noun)
/ˈtrʌk/
کامیون
work out
(verb)
/ˈwɝk ˈaʊt/
تمرین ورزشی
have had enough (of sb/sth)
(expression)
/ˈhæv ˈhæd ɪˈnʌf (əv sb/sth)/
از شرایط خسته بودن
in hot water
(expression)
/ˈɪn ˈhɑt ˈwɔtɚ/
در دردسر بودن
in sb's shoes
(expression)
/ˈɪn sb's ˈʃuːz/
به جای کسی بودن
in the meantime
(expression)
/ˈɪn ðə ˈmiːnˌtaɪm/
در همین زمان
it's about time
(expression)
/ˈɪts əˈbaʊt ˈtaɪm/
وقتش رسیده که، نزدیک است که
make up one's mind
(expression)
/ˈmeɪk ˈʌp ˈwʌnz ˈmaɪnd/
تصمیم خود را گرفتن
off the hook
(expression)
/ˈɔf ðə ˈhʊk/
از وضعیت بد خلاص شدن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

لطفاً ما را از نظرات دلگرم‌کننده خود محروم نکنید. نظرات را در فرم پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید. 🙂

6 دیدگاه

  1. واقعا دستتتون درد نکنه.خیلی کمکم کرد .تو پرسش هم ۱۰۰ گرفتم به خاطر این سایت عالیتون.ممنون

  2. بسیار عالی واقعا خسته نباشید

  3. به همین صورت که به دیگران کمک می کنید در مسیر علم امیدوارم به همین صورت کمک های زیادی به شما بشه

  4. واقعا متشکرم.

  5. خیلی خوب فقط کاش سامری هم بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *