معنی لغات inter 3 کانون زبان

ترجمه کلمه های اینتر ۳ درس ۶

با سلام مجدد خدمت زبان آموزان عزیز ترم اینتر تری (Intermediate 3) کانون زبان؛ امروز با ارائه جدول معنی فارسی کلمات درس ششم Inter 3‌ در خدمت شما عزیزان هستیم. در جدول زیر علاوه بر ترجمه فارسی، فونتیک و محل استرس در کلمات و لغت ها نیز نوشته شده است. موقعیت استرس با یک علامت کوچک در ابتدای سیلاب استرس‌دار در ستون مربوط به تلفظ و فونتیک مشخص شده است.

ILI – Intermediate 3 – Vocabulary – Stress – Phonetic – Farsi Meaning – Parts of Speech

امیدواریم این مطلب مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد. برای دسترسی به معنی کلمات سایر درس های اینترمدیت ۳ و یا پاسخ ورک بوک inter3 می‌توانید از بخش مطالب مرتبط در پایین جدول کلمات استفاده کنید.

لطفا نظرات ارزشمند خود را از طریق کادر پایین همین صفحه برای ما ارسال کنید.

تلفظ و معنی فارسی کلمات درس ۶ اینتر ۳

access
(noun, verb)
/ˈækˌsɛs/
(اجازه) دسترسی، دسترسی پیدا کردن به
accessible
(adjective)
/ɪkˈsɛsəbəl/
در دسترس
appealing
(adjective)
/əˈpiːlɪŋ/
جذاب
appliance
(noun)
/əˈplajəns/
دستگاه، (جمع: لوازم منزل)
balance
(noun)
/ˈbæləns/
موجودی (حساب بانکی)
boardroom
(noun)
/ˈbɔrdˌruːm/
اتاق جلسه (برای مدیران یک شرکت)
built-in
(adjective)
/ˈbɪltˈɪn/
توکار، از ابتدای ساخت روی دستگاه یا برنامه کامپیوتری سوار شده
CD-ROM
(noun)
/ˌsiːˌdiːˈrɑm/
سی دی
chip
(noun)
/ˈtʃɪp/
تراشه الکترونیک
complex
(adjective)
/kɑmˈplɛks/
پیچیده
compute
(verb)
/kəmˈpjuːt/
محاسبه کردن
concept
(noun)
/ˈkɑnˌsɛpt/
مفهوم
connectivity
(noun)
/kɑˌnɛkˈtɪvətiː/
(قابلیت) اتصال
critical
(adjective)
/ˈkrɪtɪkəl/
بسیار مهم
currently
(adverb)
/ˈkərəntliː/
در حال حاضر
data
(noun)
/ˈdeɪtə/
داده (قابل درک فقط برای کامپیوتر)
database
(noun)
/ˈdeɪtəˌbeɪs/
پایگاه داده (مجموعه بزرگ اطلاعات به صورت سازمان دهی شده)
desktop
(adjective)
/ˈdɛskˌtɑp/
رومیزی (مثلاً کامپیوترِ رومیزی)
device
(noun)
/dɪˈvaɪs/
وسیله، دستگاه
diagnosis
(noun)
/ˌdajəgˈnoʊsəs/
تشخیص (پزشکی)
disabled, the
(noun)
/ðə dɪsˈeɪbəld/
افراد معلول
distance learning
(noun)
/ˈdɪstəns ˈlɜrnɪŋ /
آموزش از راه دور
DNA fingerprinting
(noun)
/ˌdiːˌɛnˈeɪ ˈfɪŋɡɚˌprɪntɪŋ/
تشخیص از روی دی‌ان‌ای (به خصوص جهت پیدا کردن فرد مجرم)
do without
(verb)
/ˈduː wɪˈðaʊt/
بدون چیزی ادامه دادن
edutainment
(noun)
/ˌɛdʒəˈteɪnmənt/
برنامه کامپیوتری یا تلویزیونی که با تفریح آموزش می دهد
endure
(verb)
/ɪnˈdʊr/
دوام آوردن
ensure
(verb)
/ɛnˈʃʊr /
اطمینان دادن، مطمئن کردن
expand
(verb)
/ɪkˈspænd/
توسعه یافتن یا توسعه دادن
flow
(noun)
/ˈfloʊ/
جریان (اطلاعات، آب، خون و ...)
generate
(verb)
/ˈdʒɛnəˌreɪt/
خلق کردن (مثلاً ایده‌های نو)
glide
(verb)
/ˈglaɪd/
خرامیدن، سُر خودن و رفتن
handheld
(adjective)
/ˈhændˌhɛld/
دستی (دوربین، کامپیوتر، ...)
identify
(verb)
/aɪˈdɛntəˌfaɪ/
شناسایی کردن
incompatible
(adjective)
/ˌɪnkəmˈpætəbəl/
ناسازگار، ناجور
information superhighway, the
(noun)
/ˌɪnfərˈmeɪʃən ˌsupərˈhaɪˌweɪ, ði /
شاهراه اطلاعات (شبکه‌های جهانی کامپیوتری که اینترنت را می‌سازند)
integrate
(verb)
/ˈɪntəˌgreɪt/
یکپارچه کردن، گنجاندن
interaction
(noun)
/ˌɪntərˈækʃən/
اثر متقابل، برقراری ارتباط
interactive
(adjective)
/ˌɪntərˈæktɪv/
تعاملی (برنامه کامپیوتری که با کاربر ارتباط برقرار می‌کند)
interpersonal
(adjective)
/ˌɪntərˈpərsənəl/
(روابط) میان فردی
inventory
(noun)
/ˈɪnvənˌtɔriː/
فهرست اموال، لیست موجودی
meet
(verb)
/ˈmiːt/
پاسخگو بودن (برای یک نیاز)
monitor
(verb)
/ˈmɑnətər/
نظارت کردن بر
multimedia
(adjective, noun)
/ˌmʌltiːˈmiːdiːjə/
چندرسانه، مالتی مدیا
network
(noun)
/ˈnɛtˌwərk/
شبکه (کامپیوتری)
organization
(noun)
/ˌɔrgənəˈzeɪʃən/
سازمان
organizer
(noun)
/ˈɔrgəˌnaɪzər/
کتابچه یا وسیله (برنامه کامپیوتری یا موبایل) جهت برنامه‌ریزی کارها
otherwise
(adverb)
/ˈʌðərˌwaɪz/
وگرنه، در غیر این صورت
PC
(noun)
/ˌpiːˈsiː/
پی سی (کامپیوتر شخصی)
pile up
(verb)
/paɪl ʌp /
روی هم انباشته شدن
pinpoint
(verb)
/ˈpɪnˌpɔɪnt/
با دقت اشاره کردن به
potential
(noun)
/pəˈtɛnʃəl/
پتانسیل، استعداد بالقوه
prescribe
(verb)
/prɪˈskraɪb/
تجویز کردن، نسخه نوشتن
proliferate
(verb)
/prəˈlɪfəˌreɪt/
زیاد شدن، کثیر شدن
range
(verb)
/ˈreɪndʒ/
تغییر کردن (از موضوعی تا موضوع دیگر)
site
(noun)
/ˈsaɪt/
وب سایت اینترنتی
sleep on sth
(verb)
/ˈsliːp ˈɔn sth/
به تاخیر انداختن یک تصمیم تا فردا
store
(verb)
/ˈstɔr/
ذخیره کردن اطلاعات (در مغز یا کامپیوتر)
take over
(verb)
/teɪk ˈoʊvər /
تحویل گرفتن (مسئولیت چیزی)
telecommute
(verb)
/ˈtɛlɪkəˌmjuːt/
دورکاری، کار کردن از راه دور
traffic jam
(noun)
/ˈtræfɪk ˈdʒæm/
خط طولانی ترافیک خودروها
transform
(verb)
/trænsˈfɔrm/
دگرگون کردن
ultimately
(adverb)
/ˈʌltəmətliː/
سرانجام
value
(noun)
/ˈvæljuː/
ارزش
vast
(adjective)
/ˈvæst/
مقدار زیاد
videoconferencing
(noun)
/ˌvɪdiːjoʊˈkɑnfrənsɪŋ/
ویديوکنفرانس
vital
(adjective)
/ˈvaɪtəl/
حیاتی، ضروری
in the red
(exp.)
/ˈɪn ðə ˈrɛd/
بدهکار (به بانک)
make ends meet
(exp.)
/meɪk ɛndz mit /
درآمد بخور و نمیر داشتن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

8 دیدگاه

  1. دست شما درد نکنه سایت خیلی خوبه فقط اگ فایل کلمات درس درس به صورت pdf برای دانلود بذارید ممنون میشم

    • فایل PDF وجود دارد.
      در بالای لیست لغات فرمی قرار داده شده که می‌توانید درخواست دریافت فایل‌های پی‌دی‌اف را در ایمیل خود بدهید. و فایل‌ها به ایمیل شما ارسال می‌شوند.

  2. عالیههههه یه دنیا ممنونم ازتون

  3. عالی بود حرف نداشت ☺

  4. واقعا عالی مرسی از زحمتتون❣

  5. عاااالی
    لطفا وکب یونیت ۸ را هم قرار دهید.

  6. سلام خیلی متشکرم از زحمتی که برای این وبلاگ میکشید واقعا مفیده فقط چندتا پیشنهاد.
    ۱ این دکمه های mute رو اگه میشه حذف کنید واقعا دست و پا گیر و بدونه هیچ کاربردین.
    ۲ معانی کلمات خوبن اما بیشتر مطابق با متن کتاب ترجمه شدن ای کاش میتونستید یه تغییری ایجاد کنید.
    ۳ اگه توضیح آخر کتاب رو در مورد لغات زیرش میزاشتید که فوق العاده میشد.!.
    ۴ وقتی روی یه لغت برای پخش میزنم به جای این که اون دکمش یعنی دکمه ی play به pause تبدیل بشه یعنی مثل یه player عمل کنه این شکلی بود که هر وقت روش میزدی از اول لغت رو play میکرد این توی تکرار زیاد لغت مفیده چون در حالت فعلی اگه زیاد روی دکمه بزنی وسطش pause میشه و دوباره باید بزنی تا play بشه و این اعصاب خورد کنه.
    این ایده ی قرار دادن کلمه به صورت صوتی هم خیلی عالی و جالبه و به یادگیری بهتر کمک میکنه.

    • سلام.
      ممنون از پیشنهادهای ارزشمندتون.
      فقط درباره‌ی دکمه‌ی Mute من منظورتون را متوجه نشدم. مگر ما در سایت دکمه‌ی mute داریم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *