لغت های اینتر ۳ کانون زبان

معنی کلمات اینتر ۳ – درس ۳

با سلام خدمت زبان آموزان عزیز ترم Inter 3 کانون زبان ایران، در ادامه روند انتشار معنی و تلفظ کلمه‌ها و لغات درس به درس کتاب اینتر ۳، امروز با ارائه لغت‌های درس سوم Intermediate 3 در خدمت شما زبان آموزان گرامی هستیم. در لیست لغت‌ها علاوه بر ترجمه و معنی فارسی کلمات وکب درس سوم اینتر ۳، نقش دستوری و فونتیک آن‌ها نیز مشخص شده است. محل استرس در بخش مربوط به فونتیک با یک علامت کوچک در ابتدای سیلاب استرس‌دار علامتگذاری شده است. با کلیک روی علامت بلندگو (دایره‌ی آبی‌رنگ) می‌توانید تلفظ کلمه را با صدای انسان بشنوید.

برای دسترسی به تلفظ و معنی کلمات سایر یونیت‌های اینتر ۳، یا برای دسترسی به جواب ورک بوک اینتر ۳، می‌توانید به کادر مطالب مرتبط در پایین همین صفحه مراجعه کنید. برای دسترسی به کلمات و جواب تمرینات سایر ترم‌ها نیز از دسته‌بندی‌های موجود در صفحه اصلی سایت مراجعه نمایید.

معنی و تلفظ کلمه‌های یونیت سوم Inter 3

advanced
(adjective)
/ədˈvænst/
(در سن) بالا
appoint
(verb)
/əˈpɔɪnt/
گماشتن به کار
bell tower
(noun)
/bɛl ˈtaʊər /
برج ناقوس (در کلیسا و ...)
buzz
(verb)
/ˈbʌz/
وز وز کردن
chance
(verb)
/ˈtʃæns/
شانس آوردن، اتفاقی انجام دادن
concave
(adjective)
/ˌkɑnˈkeɪv/
مقعر، کاو، توگود
content
(adjective)
/kənˈtɛnt /
راضی، خوشنود
convex
(adjective)
/ˈkɑnˌvɛks/
محدب، کوژ، برآمده
crash
(verb)
/ˈkræʃ/
درهم شکستن یا سقوط ناگهانی
dealer
(noun)
/ˈdiːlər/
دلال، معاملات‌چی
desire
(verb)
/dɪˈzajər/
میل داشتن، آرزو کردن
detector
(noun)
/dɪˈtɛktər/
ردیاب
determined
(adjective)
/dɪˈtərmənd/
مصمم
doge
(noun)
/ˈdoʊdʒ/
لقب رئیس جمم مور درجمم موری های باستانی ونیز و جنوآ در ایتالیا
duke
(noun)
/ˈduːk/
دوک (حاکم یک کشور یا منطقه کوچک در اروپا در گذشته)
feature
(noun)
/ˈfiːtʃər/
ویژگی
folk (s)
(noun)
/ˈfoʊk, ˈfoʊks /
مردم
food processor
(noun)
/fud ˈprɑˌsɛsər /
خردکن و مخلوط کن
function
(noun)
/ˈfʌŋkʃən/
عملکرد
go off
(verb)
/ˈgoʊ/
قطع شدن (برق، نور)
harbor
(noun)
/ˈhɑrbər/
لنگرگاه
honorable
(adjective)
/ˈɑnərəbəl/
محترم
lean
(verb)
/ˈliːn/
تکیه کردن، کج شدن
locate
(verb)
/ˈloʊˌkeɪt/
جای چیزی را تعیین کردن
location
(noun)
/loʊˈkeɪʃən/
جایگاه، محل
magnify
(verb)
/ˈmægnəˌfaɪ/
بزرگنمایی کردن (زیر ذره‌بین)
mere
(adjective)
/ˈmɪr/
تنها (مثلاً: تنها ۲ کیلو وزن کم کرده)
mount
(verb)
/ˈmaʊnt/
سوار شدن (بر اسب)
mouth
(noun)
/ˈmaʊθ/
دهانه (مثلاً دهانه آتشفشان)
musician
(noun)
/mjuːˈzɪʃən/
موسیقی‌دان، نوارنده
nickname
(verb)
/ˈnɪkˌneɪm/
اسم مستعار
nobleman
(noun)
/ˈnoʊblmən/
نجیب‌زاده (از طبقه اعیان و شایسته)
opponent
(noun)
/əˈpoʊnənt/
حریف
palace
(noun)
/ˈpæləs/
کاخ، قصر
phobia
(noun)
/ˈfoʊbiːjə/
هراس، فوبی، ترس بی خود
pipe
(noun)
/ˈpaɪp/
لوله ی ارگ موسیقی (برای فوت کردن)
possess
(verb)
/pəˈzɛs/
(در تملّک) داشتن
practical
(adjective)
/ˈpræktɪkəl/
عملی، کاربردی
professor
(noun)
/prəˈfɛsər/
استاد (تمام)، پروفسور
pupil
(noun)
/ˈpjuːpəl/
دانش‌آموز، شاگرد (مخصوصاً بچه)
question
(verb)
/ˈkwɛstʃən/
مورد تردید یا اعتراض قرار دادن
resolve
(verb)
/rɪˈzɑlv/
تصمیم قطعی گرفتن
ridiculous
(adjective)
/rəˈdɪkjələs/
مسخره
routine
(adjective)
/ruːˈtiːn/
عادی، معمولی، روتین
run into
(verb)
/rʌn ˈɪntu /
گرفتار شدن به، برخوردن به (مثلاً طوفان)
sail
(noun)
/ˈseɪl/
بادبان
spectacles
(noun)
/ˈspɛktɪkəlz/
عینک
spy (out)
(verb)
/ˈspaɪ (ˈaʊt)/
متوجه (حضور کسی یا چیزی) شدن
sturdy
(adjective)
/ˈstɜrdi /
تنومند، خوش‌بنیه، محکم
summon
(verb)
/ˈsʌmən/
احضار کردن
taste (for sth)
(noun)
/ˈteɪst/
ذوق و علاقه (به چیزی)
temper
(noun)
/ˈtɛmpər/
مزاج، خلق، خو
theory
(noun)
/ˈθiːjəriː/
نظریه
upside down
(adverb)
/ˈʌpˈsaɪd daʊn /
وارونه
version
(noun)
/ˈvərʒən/
نسخه، نگارش، ورژن
wrangle
(verb)
/ˈræŋgəl/
مشاجره کردن
after all
(exp.)
/ˈæftər ɔl /
هر چه که باشد (مثلاً، هر چه که باشد، او دوست توست)
(be) at odds ( with sb)
(exp.)
/(bi) æt ɑdz ( wɪð sb) /
مخالفت داشتن (با کسی)
for life
(exp.)
/fɔr laɪf /
مادام‌العمر
make a name for oneself
(exp.)
/ˈmeɪk ə ˈneɪm ˈfɔr ˌwʌnˈsɛlf/
مشهور شدن
on the point of doing sth
(exp.)
/ɑn ðə pɔɪnt ʌv ˈduɪŋ sth /
درست کمی مانده به انجام کاری
seek one's fortune
(exp.)
/sik wʌnz ˈfɔrʧən /
در مکانی جدید برای خوشبختی و موفقیت زندگی کردن
take a dislike to sb/sth
(exp.)
/teɪk ə dɪˈslaɪk tu sb/sth /
از کسی یا چیزی متنفر شدن
the right/wrong way (around/round/up)
(exp.)
/ðə raɪt/rɔŋ weɪ (əˈraʊnd/raʊnd/ʌp) /
به یک شکل درست یا غلط (آن طرفی، این طرفی، سر و ته یا پشت و رو ...)
think for oneself
(exp.)
/θɪŋk fɔr ˌwʌnˈsɛlf /
برای خود و به تنهایی فکر کردن و تصمیم گرفتن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

لطفا نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید تا با دلگرمی بتوانیم کیفیت محتوای سایت ILIplus.com را ارتقا دهیم تا مفیدتر و کارآمدتر در خدمت زبان‌آموزان گرامی باشد.

9 دیدگاه

  1. سلام
    اول این که سایت شما از لحاظ محتوا بسیار عالیه و من بسیار ممنونم از زحمات شما
    دوم این که خیلی خوب میشد کلمات unit 8 همین inter 3 رو هم روی سایت قرار میدادید
    با تشکر

  2. بسیار عالی واقعا ممنون

  3. سلام، سایت بسیار عالی دارین فقط اگر امکانش هست معنی کلامات رو به انگلیسی هم بگذارید
    با تشکر

    • موافقم اتفاقا منم همین پیشنهادو دارم ولی بازهم خیلی طول میکشه بخوان اینکارو کنن ولی اگه کم کم شروع کنن و اینکارو کنن عالیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *