معنی و تلفظ کلمات اینتر ۳ کانون زبان

تلفظ و معنی لغات یونیت دوم Inter 3

امروز با ارائه ترجمه فارسی و تلفظ لغت‌ها و کلمات درس ۲ اینتر ۳ در خدمت شما زبان‌آموزان عزیز کانون زبان ایران هستیم. با کلیک روی آیکون بلندگو در جلوی کلمات، می‌توانید تلفظ صوتی آن‌ها را با صدای واقعی انسان بشنوید، یعنی تلفظ واژه‌ها به صورت کامپیوتری نیست و صدای ضبط شده‌ی انسان است. محل استرس در بخش مربوط به فونتیک با یک علامت کوچک در ابتدای سیلاب استرس‌دار مشخص شده است.

لطفا در صورتی که نظر، پیشنهاد یا انتقادی دارید یا اشکالی در مطالب سایت می‌بینید، از طریق فرم پایین همین صفحه یا بخش تماس با ما، نظرات خود را با ما در میان بگذارید. برای دسترس به کلمات سایر یونیت‌های Intermediate 3 و یا جواب ورک بوک می‌توانید به کادر مطالب مرتبط در پایین همین صفحه مراجعه کنید. برای دسترسی به لغات و تمرینات سایر ترم های کانون زبان نیز به صفحه اصلی سایت ILIplus.com مراجعه کرده و از دسته‌بندی‌های موجود در آن صفحه استفاده نمایید.

کلمه های Inter 3 – درس ۲

account
(noun)
/əˈkaʊnt/
صورت مبالغ دریافتی و پرداختی
acupuncture
(noun)
/ˈækjəˌpʌŋktʃər/
طب سوزنی
base
(noun)
/ˈbeɪs/
بستر، ته، کف
biophysicist
(noun)
/ˌbajoʊˈfɪzəsɪst/
دانشمند (در زمینه) زیست-فیزیک
bleeding
(noun)
/ˈbliːdɪŋ/
خونریزی
breeze
(noun)
/ˈbriːz/
نسیم
bristle
(noun)
/ˈbrɪsəl/
موی زبر (مثلاً در مسواک)
chapter
(noun)
/ˈtʃæptər/
فصل (کتاب)
contract
(verb)
/kənˈtrækt /
منقبض کردن، منقبض شدن
dilate
(verb)
/ˈdaɪˌleɪt/
بزرگ شدن (مردمک چشم)
drop
(noun)
/ˈdrɑp/
افت (در مقدار یا ارزش)
ease
(verb)
/ˈiːz/
تخفیف دادن درد یا کم کردن مشکل
fall into
(verb)
/fɔl ˈɪntu /
(به دو یا چند دسته) تقسیم شدن
forefinger
(noun)
/ˈfɔrˌfɪŋgər/
انگشت اشاره (سبّابه)
form
(verb)
/ˈfɔrm/
به شکل خاصی درآوردن
gastrointestinal
(adjective)
/ˌgæstrowɪnˈtɛstənəl/
مربوط به دستگاه گوارش، گوارشی
give up
(verb)
/gɪv ʌp /
تسلیم شدن، رها کردن
infection
(noun)
/ɪnˈfɛkʃən/
عفونت
irritation
(noun)
/ˌɪrəˈteɪʃən/
سوزش، تحریک
lessen
(verb)
/ˈlɛsən/
تخفیف یافتن، کمتر کردن
live up to
(verb)
/ˈlɪv ˈʌp ˈtuː/
مطابق با استاندارد (کسی) عمل کردن
liver
(noun)
/ˈlɪvər/
کبد
mathematician
(noun)
/ˌmæθəməˈtɪʃən/
ریاضی‌دان
mealtime
(noun)
/ˈmiːlˌtaɪm/
موقع صرف غذا
medicine cabinet
(noun)
/ˈmɛdəsən ˈkæbənət /
جعبه دارو در منزل
migraine
(noun)
/ˈmaɪˌgreɪn/
میگرن (سردرد)
nerve
(noun)
/ˈnərv/
عصب
nonprescription
(adjective)
/ˌnɑnprɪˈskrɪpʃən/
(داروی) بدون نسخه
plus
(adjective)
/ˈplʌs/
بیش از
primary
(adjective)
/ˈpraɪˌmeriː/
(در مراحل) اولیه، ابتدایی
process
(noun)
/ˈprɑˌsɛs/
فرایند
rapidly
(adverb)
/ˈræpədliː/
به سرعت
rebuild
(verb)
/riːˈbɪld/
بازسازی کردن (مثلاً زندگی) سابقه
recurring
(adjective)
/rɪˈkərɪŋ/
عود کننده، برگردنده
relieve
(verb)
/rɪˈliːv/
آرام کردن (درد)
scalp
(noun)
/ˈskælp/
پوست سر
screenwriter
(noun)
/ˈskriːnˌraɪtər/
نویسنده‌ی نمایشنامه‌های رادیویی و تلویزیونی
sensitive
(adjective)
/ˈsɛnsətɪv/
حساس
set
(verb)
/ˈsɛt/
در نظر گرفتن (یک وظیفه، کار، مشکل، یا ... برای انجام یا حل کردن)
shiver
(verb)
/ˈʃɪvər/
لرزیدن (از سرما، بیماری یا ترس)
shoulder blade
(noun)
/ˈʃoʊldər bleɪd /
استخوان شانه
side effect
(noun)
/ˈsaɪd ɪˈfɛkt/
اثر جانبی و زیان‌آور دارو
similarity
(noun)
/ˌsɪməˈlerətiː/
شباهت
soak up
(verb)
/ˈsoʊk ˈʌp/
جذب کردن (مایع)
stimulate
(verb)
/ˈstɪmjəˌleɪt/
تحریک کردن (قسمتی از بدن توسط دارو)
tablet
(noun)
/ˈtæblət/
قرص (دارو)
temple
(noun)
/ˈtɛmpəl/
گیجگاه
tender
(adjective)
/ˈtɛndər/
شکننده
thumb
(noun)
/ˈθʌm/
(انگشت) شست
tissue
(noun)
/ˈtɪʃuː/
بافت (در بدن، گیاه، حیوان ...)
toe
(noun)
/ˈtoʊ/
انگشت پا
trigger
(noun)
/ˈtrɪgər/
برانگیزنده (یک واکنش بد)
vessel
(noun)
/ˈvɛsəl/
رگ، آوند، مجرا (برای عبور مایع) در بدن انسان، حیوان و گیاه
warmth
(noun)
/ˈwɔrmθ/
گرمی، حرارت
at a time
(exp.)
/ət ə ˈtaɪm/
در یک زمان، باهم
at (the) most
(exp.)
/ət ðə ˈmoʊst/
حداکثر، خیلی باشد
to sb's face
(exp.)
/tu sb's feɪs /
رو در روی کسی (مستقیماً)
to the touch
(exp.)
/tu ðə tʌʧ /
در موقع لمس کردن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

15 دیدگاه

  1. What a wonderful website It’s really good. Congratulations for this website

  2. سلام . خداوند خیرتون بده انشالله . فقط لطفا معنی ریدینگای اینتر۳ رو زودتر بزارین .خیلیییییییییییییی متشکرم

  3. خیلی ممنونم از سایت خوبتون خیلی عالی بود کلی به کارم اومد

    با تشکر

  4. سایتتون بی نظره نیازی به تعریف نداره همه چیزش تکمیله همینطور پرقدرت به جلوبرید
    موفق باشید.
    باتشکر.

  5. سلام خسته نباشید بسیار ممنون از سایت خوب و مطالب مفیدتون… می خواستم یه پیشنهاد بدم… اگه زیر هر لغت جدید یه مثال وجود داشت… به نظرم اینطوری خیلی بهتر معنی کلمات برامون جا می افتاد و ما معنی کلمه ی جدید رو در جمله بسار بهتر درک می کردیم…

  6. سلام
    خیلی ممنون بابت زحمات حضرتعالی. فقط یه زحمت دیگه اینکه pdf کتابهارو اگه امکان پذیره قرار بدید

  7. با سلام~
    از وقتی وارد ترم های بزرگسالان کانون زبان ایران شدم این سایت خیلی به من کمک کرده،همیشه براتون دعا میکنم و قدر دان زحماتتون هستم❤❤❤

  8. بسیار عالی، خدا قوت..

  9. عالی.بی نظیر و خدا قوت

  10. خیلی خوبه ک کلمات رایگان هستن

  11. سپاس گذار و ممنون از تلاشی که کرده اید. بسیار خوب است کاش مترادف آن ها به زبان انگلیسی هم موجود بود.

  12. سلام با تشکر از شما بسیار عالی و مفید واقع بود لطفا اون یونیتی هم که زده به زودی قرار بدید مرسی از شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *