معنی کلمه های اینتر 3

معنی و تلفظ کلمات درس اول Inter 3

با سلام خدمت زبان آموزان گرامی سطح اینتر ۳ کانون زبان ایران. در این پست با ارائه معنی کلمه‌ها و لغات درس اول Inter 3‌ در خدمت شما عزیزان هستیم. در لیست پایین علاوه بر ترجمه فارسی لغت ها، می‌توانید نقش دستوری و فونتیک و محل استرس در کلمات را نیز مشاهده کنید و تلفظ صوتی هر کلمه را بشنوید. محل استرس در بخش مربوط به فونتیک با یک علامت کوچک در ابتدای سیلاب استرس‌دار مشخص شده است.

برای دسترسی به معنی کلمات سایر یونیت‌های اینتر ۳ می‌توانید از بخش مطالب مرتبط استفاده نمایید. همچنین برای دسترسی به کلمات سایر ترم‌‌های کانون زبان، یا جواب ورک بوک اینتر۳ از کادر مطالب مرتبط یا دسته‌بندی‌های موجود در سایت استفاده کنید.

ILI Intermediate 3 Vocabulary – Unit 1

نظرات و پیشنهادات خود را از طریق فرم تماس با ما در میان بگذارید. در صورتی که مایل به همکاری با ILIplus هستید، حتما از همکاری شما استقبال خواهیم کرد، کافی است از طریق راه‌های ارتباطی بیان شده در صفحه «تماس با ما» با ما ارتباط برقرار نمایید.

وکب اینتر ۳ درس ۱

account for
(verb)
/əˈkaʊnt fɔr/
تشکیل دادن، عامل چیزی بودن
adequate
(adjective)
/ˈædɪkwət/
کافی، مناسب
backward
(adjective)
/ˈbækwərd/
(رو) به عقب
bathe
(verb)
/ˈbeɪð/
شستشو کردن در حمام
breadwinner
(noun)
/ˈbrɛdˌwɪnər/
نان‌آور
break through
(verb)
/breɪk θru /
پیشرفت کردن (علی‌رغم مشکلات)
capable
(adjective)
/ˈkeɪpəbəl/
توانا، مستعد
carefree
(adjective)
/ˈkerˌfriː/
سبکبار، بی خیال
chore
(noun)
/ˈtʃɔr/
کارهای عادی و روزمره (معمولاً نامطلوب)
clerical
(adjective)
/ˈklerɪkəl/
(کار) دفتری
combine
(verb)
/kəmˈbaɪn/
باهم پیوستن، ادغام کردن
creepy
(adjective)
/ˈkriːpiː/
مورمور کننده، عصبی کننده
day care
(noun)
/ˈdeɪ ˈkɛr/
مهد کودک
double-dutch
(noun)
/ˈdʌbəl-ˈdʌtʃ/
طناب زنی با دو طناب بلند
emerge
(verb)
/ɪˈmərdʒ/
ظاهر شدن، شناخته شدن
establish
(verb)
/ɪˈstæblɪʃ/
(در جایی (مثلاً در تیم) برای مقامی) جا افتادن و شناخته شدن
exclusive
(adjective)
/ɪkˈskluːsɪv/
انحصاری
executive
(adjective)
/ɪgˈzɛkjətɪv/
(مدیر، برنامه) اجرایی
expenses
(noun)
/ɪkˈspɛnsəz/
هزینه‌ها
extended family
(noun)
/ɪkˈstɛndəd ˈfæmlɪ/
خانواده گسترده (والدین، فرزندان و فامیل)
facility
(noun)
/fəˈsɪlətiː/
تأسیسات یا ساختمان برای کاری خاص (مثلاً پزشکی)
factor
(noun)
/ˈfæktər/
فاکتور، عامل
fair
(adjective)
/ˈfer/
بی‌طرف، عادلانه
female
(noun)
/ˈfiːˌmeɪl/
جنس ماده، مؤنث
flextime
(noun)
/ˈflɛksˌtaɪm/
سیستم کاری با ساعات کار دلخواه
former
(adjective)
/ˈfɔrmər/
سابق
give oneself/sb up
(verb)
/ˈɡɪv ˌwʌnˈsɛlf/sb ˈʌp/
تسلیم کردن یا شدن خود یا کسی
glass ceiling
(noun)
/glæs ˈsilɪŋ /
محدوده‌ی خیالی برای محدود کردن فعالیت زنان (هر چند که از نظر قانونی مانعی نباشد)
glory
(noun)
/ˈglɔriː/
جلال، افتخار، شکوه
growing
(adjective)
/ˈgroʊɪŋ/
در حال افزایش
homemaker
(noun)
/ˈhoʊmˌmeɪkər/
خانه‌دار
hopscotch
(noun)
/ˈhɑpˌskɑtʃ/
بازی لی لی
immediate
(adjective)
/ɪˈmiːdiːjət/
بلافاصله، (افراد) نزدیک
income
(noun)
/ˈɪnˌkʌm/
درآمد
Industrial Revolution, the
(noun)
/ðə ɪnˈdʌstriːəl ˌrɛvəˈluːʃən/
انقلاب صنعتی
involvement
(noun)
/ɪnˈvɑlvmənt/
درگیری، دخالت
job-sharing
(noun)
/ˈdʒɑb-ˈʃerɪŋ/
انجام یک کار به صورت نوبتی (مثلاً توسط دو دانشجو)
judgement
(noun)
/ˈdʒʌdʒmənt/
قضاوت
make for
(verb)
/ˈmeɪk ˈfɔr/
پیش رفتن به سوی
millennium
(noun)
/məˈlɛniːjəm/
هزاره (هزار سال)
monetary
(adjective)
/ˈmɑnəˌteriː/
پولی
nanny
(noun)
/ˈnæniː/
پرستار بچه
necessitate
(verb)
/nɪˈsɛsəˌteɪt/
ناگزیر کردن، مجبور کردن
occupy
(verb)
/ˈɑkjəˌpaɪ/
اشغال کردن (یک موقعیت یا شغل)
oral
(adjective, noun)
/ˈɔrəl/
شفاهی، یک امتحان شفاهی
portray
(verb)
/pɔrˈtreɪ/
(به) تصویر کشیدن
practice
(noun)
/ˈpræktəs/
فعالیت (پزشکان، وکلا و ...)
productive
(adjective)
/prəˈdʌktɪv/
مفید، پربار
psychoanalytic
(adjective)
/ˌsaɪkoʊˌænəˈlɪtɪk/
مربوط به روانکاوی (پیدا کردن علت مشکل روحی با صحبت کردن در مورد گذشته فرد)
radically
(adverb)
/ˈrædɪkliː/
از بیخ، اساساً
responsibility
(noun)
/rɪˌspɑnsəˈbɪlətiː/
مسئولیت
sample
(verb)
/ˈsæmpəl/
نمونه‌برداری کردن، مورد آزمایش قرار دادن
secure
(adjective)
/sɪˈkjʊr/
(آینده‌ی) مطمئن
seek
(verb)
/ˈsiːk/
گشتن، جستجو کودن (مثلاً پاسخ)
significant
(adjective)
/sɪgˈnɪfɪkənt/
قابل توجه
single-parent family
(noun)
/ˈsɪŋgəl-ˈpɛrənt ˈfæməli /
خانواده ی با فقط پدر یا مادر (نه هر دوی آن‌ها)
so-called
(adjective)
/ˈsoʊˈkɔld /
به اصطلاح
spoil
(verb)
/ˈspɔjəl/
لوس کردن (بچه)
support
(verb)
/səˈpɔrt/
تأمین (حمایت) کردن (پول، غذا، پناهگاه) برای زندگی
tag
(noun)
/ˈtæg/
گرگم به هوا (یک بازی کودکانه)
traditional
(adjective)
/trəˈdɪʃənəl/
سنتی
trend
(noun)
/ˈtrɛnd/
تمایل، گرایش، روند کار
variation
(noun)
/ˌveriːˈeɪʃən/
متفاوت (در یک مجموعه از اقلام مثل لباس)
varied
(adjective)
/ˈveriːd/
گوناگون، متنوع
wealthy
(adjective)
/ˈwɛlθiː/
ثروتمند
take it for granted
(exp.)
/ˈteɪk ˈɪt ˈfɔr ˈɡræntəd/
بدون فکر، اطمینان حاصل کردن و همین طوری چیزی را به عنوان درست پذیرفتن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

19 دیدگاه

  1. بسیار سایت خوب و مفیدی هست
    بسیار سپاسگزارم

  2. واقعا عالیه. دنبال یه سایت بودم که معنی کلمات رو درس به درس بگه که پیدا کردم. واقعا خسته نباشید.

  3. سلام خيلي ممنون از زحمات شما خيلي مفيد هستن تشكر

  4. سلام واقعا زحمت کشیدید خیلی دنبال همچین سایتی بودم دستتون درد نکنه

  5. واقعا ممنون از این که کلمات رو درس به درس گذاشتین

  6. Thanks😊😊😊😊

  7. واقعا مرسی فوق العاده بود ممنون از سایت خوبتون و همه ی زحمت هایی که کشیدین 😘😘😘😘🙏🙏🙏🙏

  8. سنگ تموم گذاشتید😗👋

  9. واقعا عالی بود ممنونم ازتون

  10. ♡فدااایی دارید!!!♡

  11. اقا ممنون سایتتون عالیه واسه من خیلی سود داشت

  12. دمتون گرم حال کردم با سایتتون

  13. خیلی عالیه ممنون

  14. دستتون درد نکنه واقعا سایت بسیار عالی دارین فقط اگر امکانش هست معنی کلمات رو به انگلیسی هم بزارین

  15. سلام خسته نباشید از مطالبی که قرار میدید ممنون
    میخواستم درخواست کنم دفینشن کلمه هارو هم لطف کنید بگذارید و جمله برای هر کلمه تا کمک کنه به یادگیری کلمه
    واگه امکان داره گرامر هر درس هم گذاشته بشه
    باسپاس از زحماتتون

    • سلام
      ممنون از پیشنهادهای ارزشمندتون.
      حتما این کارها را انجام خواهیم داد. ولی به دلیل مشغله‌ی زیاد و این که الان مشغول تکمیل کردن ترجمه‌ی سطر به سطر متن ریدینگ‌ها هستیم، احتمالا این موارد در ترم‌های آینده انجام خواهند شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *