ترجمه کلمه ها و لغات اینتر 2

ترجمه لغات اینتر ۲ درس ۸

امروز با ترجمه فارسی کلمات و لغت های درس آخر اینترمدیت ۲ (Intermediate 2) کانون زبان ILI در خدمت شما عزیزان هستیم. در جدول زیر علاوه بر معنی فارسی لغات و کلمه‌ها، می‌توانید نقش دستوری، فونتیک و محل استرس واژه‌ها را نیز مشاهده کنید. امیدواریم این اطلاعات که با تلاش ما در ILIplus برای استفاده رایگان شما عزیزان فراهم شده است، مورد رضایت شما قرار بگیرد و بتواند کمکی کرده باشد. لطفا ما را از نظرات دلگرم‌کننده خود محروم نکنید. از طریق فرم پایین همین صفحه نظراتتان را برای ما ارسال کنید.

معنی لغات سایر درسهای اینتر ۲ (Inter 2) و همچنین لغات سایر سطوح کانون زبان نیز در سایت قرار گرفته است که می‌توانید از طریق کادر مطالب مرتبط در پایین جدول، به آن‌ها دسترسی پیدا کنید.

ILI – Intermediate 2 – Vocabulary – Phonetic – Stress – Parts of Speech – Unit 8

معنی کلمه های اینتر ۲ – یونیت۸

addict
(noun)
/ˈædɪkt/
معتاد
addiction
(noun)
/əˈdɪkʃən/
اعتیاد
appendix
(noun)
/əˈpɛndɪks/
آپاندیس
boob tube, the
(noun)
/ðə ˈbuːb ˈtuːb/
تلویزیون
boredom
(noun)
/ˈbɔrdəm/
یکنواختی، خستگی، ملالت
cable
(noun)
/ˈkeɪbəl/
سیستم پخش برنامه (تلویزیون) کابلی (پولی)
closed-captioned
(adjective)
/ˈkloʊzdˈkæpʃənd/
(برنامه) زیرنویس‌دار
cold turkey
(adverb)
/ˈkoʊld ˈtərkiː/
یکباره، یکدفعه (برعکس به تدریج)
discomfort
(noun)
/dɪsˈkʌmfərt/
ناراحتی، کار ناراحت کننده، (کار) صلب‌کننده آسایش (مثلاً بعد از عمل جراحی، در سفر هوایی، ...)
discover
(verb)
/dɪˈskʌvər/
پی بردن به، دریافتن
documentary
(noun)
/ˌdɑkjəˈmɛntriː/
فیلم یا برنامه مستند
drive
(verb)
/ˈdraɪv/
کوبیدن (میخ و...)
drop
(verb)
/ˈdrɑp/
افتادن (ناخواسته و ناگهان)، کم کردن
educational
(adjective)
/ˌɛdʒəˈkeɪʃənəl/
آموزشی
emotional
(adjective)
/ɪˈmoʊʃənəl/
عاطفی، احساسی
emphasize
(verb)
/ˈɛmfəˌsaɪz/
تأکید کردن به
get on with
(verb)
/ˈgɛt ˈɔn ˈwɪθ/
پیش رفتن کار
hearing-impaired
(adjective)
/ˈhɪrɪŋ-ɪmˈperd/
(فرد) سنگین گوش یا با شنوایی ضعیف
image
(noun)
/ˈɪmɪdʒ/
تصویر (تلویزیون، سینما،...)
impair
(verb)
/ɪmˈper/
آسیب زدن، معیوب کردن
media, the
(pl.noun)
/ðə ˈmiːdiːjə/
رسانه(ها)
national
(adjective)
/ˈnæʃənəl/
ملی
network
(noun)
/ˈnɛtˌwərk/
شبکه رادیویی یا تلویزیونی
newsreader
(noun)
/ˈnuːzˌriːdər/
اخبارگو
programming
(noun)
/ˈproʊˌgræmɪŋ/
مجموعه برنامه‌های تلویزیونی
recover
(verb)
/rɪˈkʌvər/
بهبودی یافتن
rescue
(verb)
/ˈrɛskjuː/
نجات دادن
sail
(verb)
/ˈseɪl/
با سرعت، اطمینان و آسودگی رد شدن یا راه رفتن، در دریا سفر کردن
satellite dish
(noun)
/ˈsætəˌlaɪt ˈdɪʃ/
بشقاب ماهواره
specialty
(noun)
/ˈspɛʃəltiː/
تخصص
subtitles
(noun)
/ˈsʌbˌtaɪtəlz/
زیرنویس (اسم جمع)
talk show
(noun)
/ˈtɔk ˈʃoʊ/
برنامه تلویزیونی که در آن با کسی یا کسانی بحث و صحبت می‌کنند
violence
(noun)
/ˈvajələns/
بی‌حرمتی، خشونمت
whale
(noun)
/ˈweɪl/
وال، نهنگ
withdrawal
(noun)
/wɪðˈdrɔəl, wɪθˈdrɔəl/
دوره ناخوشی پس از ترک مصرف مواد مخدر
and so on
(exp.)
/ənd ˈsoʊ ˈɔn/
و غیره
be a/the question of
(exp.)
/ˈbiː ə/ðə ˈkwɛstʃən əv/
مهمترین مسئله این است که، مسئله چیزی بودن
pull the plug on
(exp.)
/ˈpʊl ðə ˈplʌg ˈɔn/
متوقف کردن (یک فعالیت)
با نظرات خود ما را دلگرم کنید

منتظر دریافت نظرات شما زبان‌آموزان عزیز سطح Inter 2 کانون زبان هستیم. لطفا از طریق نظرات، مطالبی که مایلید در اختیارتان قرار بگیرد را به ما اطلاع دهید و با پیشنهادات خود به کیفیت سایت بیفزایید.

3 دیدگاه

  1. سایتتون عالیه .واقعا استفاده کردم .ممنون *_*

  2. سلام
    ضمن تشکر از شما دوستان عزیز
    حقیقتا من از کلمات استفاده بردم
    خواستم خواهش کنم که اگر ممکنه تعریف و مثال انگلیسی هر کلمه مطابق کتاب کانون هم پابرای هر لغت قرار بدین. اینطوری یادگیری بهتر خواهد بود.
    تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *