معنی فارسی کلمه های Inter2

لغات Inter2 معنی فارسی، تلفظ و محل استرس واحد ۳

معنی فارسی لغات، کلمات و واژه‌ها، تلفظ و محل استرس کلمه های درس ۳ سطح Inter 2 به همراه نقش دستوری آن‌ها.

Intermediate 2 – Vocabulary – Unit 3

alarm
(noun)
/əˈlɑrm/
دزدگیر، زنگ خطر
arson
(noun)
/ˈɑrsən/
ایجاد آتش‌سوزی عمدی (غیر قانونی)
beat
(noun)
/ˈbiːt/
محل گشت یک افسر پلیس
break in
(verb)
/ˈbreɪk ˈɪn/
به زور (برای دزدی) وارد ساختمان شدن
burglary
(noun)
/ˈbərgləriː/
دزدی (ورود به خانه‌ای در شب به قصد دزدی)
carryout
(noun)
/ˈkeriːˌaʊt/
رستورانی که غذا را می خرید و با خود می‌برید
collar
(noun)
/ˈkɑlər/
یقه
conductor
(noun)
/kənˈdʌktər/
مأمور کنترل بلیط (در قطار و اتوبوس)
darken
(verb)
/ˈdɑrkən/
تاریک شدن، تاریک کردن
doorway
(noun)
/ˈdɔrˌweɪ/
راهرو، درگاه ورودی
eyebrow
(noun)
/ˈaɪˌbraʊ/
ابرو
eye contact
(noun)
/ˈaɪ ˈkɑnˌtækt/
تماس چشمی (نگاه کردن دو نفر به چشمان همدیگر)
gaze
(verb)
/ˈgeɪz/
خیره نگاه کردن (به علت تعجب یا تحسین)
glance
(verb)
/ˈglæns/
نظر اجمالی یا یک نگاه سریع انداختن
gust
(noun)
/ˈgʌst/
وزش تند و ناگهانی باد
halfway
(adverb)
/ˈhæfˈweɪ/
نیمه راه، حد واسط
impressive
(adjective)
/ɪmˈprɛsɪv/
مؤثر، برانگیزنده احساسات
jiffy
(noun)
/ˈdʒɪfiː/
یک لحظه
lean
(verb)
/ˈliːn/
تکیه کردن
pale
(adjective)
/ˈpeɪl/
رنگ‌پریده
pass by
(verb)
/ˈpæs ˈbaɪ/
(از کنار چیزی) رد شدن
patrolman
(noun)
/pəˈtroʊlmən/
پلیس گشتی
plainclothesman
(noun)
/ˈpleɪnˈkloʊzmən/
پلیس مخفی (با لباس شخصی)
platform
(noun)
/ˈplætˌfɔrm/
سکو (در ایستگاه قطار و ...)
practiced
(adjective)
/ˈpræktəst/
کارآزموده
precaution
(noun)
/prɪˈkɔʃən/
احتیاط
reassuring
(adjective)
/ˌriːjəˈʃʊrɪŋ/
اطمینان‌بخش
reputation
(noun)
/ˌrɛpjəˈteɪʃən/
معروفیت
salary
(adverb)
/ˈsæləriː/
دستمزد
scarfpin
(noun)
/ˈskɑrfˌpɪn/
سنجاق (کراوات)
shame
(noun)
/ˈʃeɪm/
شرم، شرمساری
simultaneous
(adjective)
/ˌsaɪməlˈteɪniːjəs/
همزمان
somehow
(adverb)
/ˈsʌmˌhaʊ/
به طریقی (نامعلوم)
swing
(verb)
/ˈswɪŋ/
تاب دادن
tremble
(verb)
/ˈtrɛmbəl/
لرزیدن
turn up
(verb)
/ˈtərn ˈʌp/
ظاهر شدن، رسیدن (به سر قرار)
vandalism
(noun)
/ˈvændəˌlɪzəm/
خرابکاری در شهر، مترو، اتوبوس و...، دشمنی با علم و هنر
be under arrest
(exp.)
/ˈbiː ˈʌndər əˈrɛst/
توسط پلیس دستگیر بودن
go Dutch
(exp.)
/ˈgoʊ ˈdʌtʃ/
دونگی حساب کردن (هر کس پول خود را پرداخت کند.)
hold one's horses
(exp.)
/ˈhoʊld ˈwʌnz ˈhɔrsəz/
لحظه‌ای صبر کردن
lose track of sb/sth
(exp.)
/ˈluːz ˈtræk əv/
از کسی یا چیزی بی‌خبر ماندن
pick up the bill/tab
(exp.)
/ˈpɪk ˈʌp ðə ˈbɪl/ˈtæb/
پرداخت کردن (هزینه)
با نظرات خود ما را دلگرم کنید

معنی فارسی لغات درس به درس Inter 2 همراه با تلفظ و فونتیک با مشخص کردن محل استرس (stress) در کلمات و نقش دستوری واژه‌ها – واحد ۳ (یونیت ۳)

Farsi meaning – Inter 2 vocabulary – Unit 3 – Pronunciation- Phonetic – Stress

2 دیدگاه

  1. مثل همیشه عالی بود 😉 ممنونم . 💜

  2. خیبی ممنون از سایت خوبتون
    بسیار عالی و مورد استفاده💓💕

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *