معنی لغات High 3 درس به درس یونیت9

لغات درس ۹ ترم High 3

با سلام خدمت زبان‌آموزان گرامی ترم High 3 کانون زبان ایران. در این پست معنی فارسی کلمات درس نهم ترم High-Intermediate 3 برای استفاده شما عزیزان ارائه شده است. همانطور که می‌دانید ما در ILIplus‌ معنی کلمات را به ترتیب درس به درس آماده کرده و در اختیار کاربران گرامی قرار می‌دهیم. علاوه بر معنی فارسی لغات و کلمه‌ها، تلفظ صوتی و فونتیک آن‌‌ها نیز تا حد امکان تهیه شده و در اختیار زبان آموزان عزیز قرار می‌گیرد. در صورت تمایل به مشاهده معنی و تلفظ کلمات یونیت‌های دیگر ترم High 3 به کادر مطالب مرتبط در پایین همین صفحه مراجعه نمایید.

پاسخنامه تمرینات کتاب زبان‌آموزی و کتاب کار نیز در سایت قرار گرفته و از طریق کادر مطالب مرتبط (در پایین صفحه) قابل دسترسی است. لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

معنی کلمه‌های High 3 کانون زبان

aggressive
(adjective)
/əˈgrɛsɪv/
پرخاشگر

Some children are much more aggressive than others.

بعضی از کودکان بسیار پرخاش‌گر تر از دیگران هستند.

assertive
(adjective)
/əˈsərtɪv/
مدعی

In many of them assertive political leaders are trying to enhance their power.

در بسیاری از آنها، رهبران مدعی سیاسی سعی دارند قدرت خود را افزایش دهند.

chopstick
(noun)
/ˈtʃɑpˌstɪk/
چوب غذاخوری

It's rude to point your chopstick at others.

این زشت است که چوب غذاخوریتان را به سمت دیگران بگیرید.

compel
(verb)
/kəmˈpɛl/
وادار کردن

The law will compel employers to provide health insurance.

این قانون کارفرمایان را مجبور به ارائه بیمه درمانی می کند.

doormat
(noun)
/ˈdɔrˌmæt/
پادری، کفش‌پاک‌کن، معنی غیررسمی: توسری‌خور

The key is under the doormat.

کلید زیر پادری است.

Don't let him treat you like a doormat .

به او اجازه نده که با تو مثل یک توسری خور رفتار کند.

florist
(noun)
/ˈflɔrɪst/
گل‌کار، گل‌فروش

Dean stopped at the florist on the way home.

دن در راه خانه کنار یک گلفروش ایستاد.

intruder
(noun)
/ɪnˈtruːdər/
متجاوز، مخل

He surprised a masked intruder in the kitchen.

او متجاوز ماسک زده را در آشپزخانه سورپرایز کرد.

notarized
(adjective)
/ˈnoʊtəˌraɪzd/
(گواهی) محضری
parabola
(noun)
/pəˈræbələ/
سهمی (شکل هندسی)
pulsar
(noun)
/ˈpʌlˌsɑr/
پالسار، تپ‌اختر
quasar
(noun)
/ˈkweɪˌzɑr/
شبه‌اختر
red cent
(noun)
/ˈrɛd ˈsɛnt/
پول خرد

The ideas he presented were not worth a red cent.

ایده‌ای که او مطرح کرد اندازه پول خرد هم ارزش نداشت.

rough
(adjective)
/ˈrʌf/
زبر، خشن

The rough cloth pricked my skin.

پارچه خشن پوست من را زخمی کرد.

rut
(noun)
/ˈrʌt/
مستی
squabble
(noun, verb)
/ˈskwɑbəl/
جر و بحث

He always likes to squabble with others about petty matters.

او همیشه دوست دارد با دیگران در مورد چیزهای کوچک جر و بحث کند.

turn down
(verb)
/ˈtərn ˈdaʊn/
برگشتن، قبول نکردن

I can't turn down the offer of a free trip to Milan!

من نمی توانم پیشنهاد یک سفر رایگان به میلان را رد کنم!

urgency
(noun)
/ˈərdʒənsiː/
ضرورت، فوریت
volunteerism
(noun)
/ˌvɑlənˈtɪrˌɪzəm/
داوطلب شدن
wimp
(noun)
/ˈwɪmp/
آدم ضعیف و توسری‌خور

Don't be a wimp.

یک آدم تو سری خور نباشید.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

6 دیدگاه

  1. با سلام و احترام. لطفا ترجمه متن درس ٩ رو بگذاريد. ما اين درس رو خونديم و تمام كرديم. ولي هنوز شما ترجمه اش رو نگذاشتيد. ضمنا معني لغات برخي دروس قبل رو هم نگذاشتيد. ممنونم.

  2. خیلی ممنون از سایت خوبتون. همینجور ادامه بدید.

  3. پیشنهادم اینه که از اینجا کلمات رو پیدا نکنین چون معنی خیلیاش غلطه برای مثالdoormat مترادف soft touch هست به معنی کسی که زود قانع میشه اما اینجا پادری معنی شده. شاید پادری هم معنی بده اما تو کتاب اینطوری بنویسی معنی نمیده.

    • سلام.
      برای دسترسی به معنی دقیق‌تر، به بخش ترجمه متن کامل ریدینگ مراجعه بفرمایید.
      این لغات توسط یکی از زبان‌آموزان تهیه شده و هنوز ویرایش و تصحیح نشده است. به همین خاطر ممکن است اندکی ناهمسانی با معانی مورد نظر کتاب داشته باشد (در کمتر از ۲ درصد موارد) به زودی همه‌ی ترجمه‌‌های این بخش نیز اصلاح خواهند شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *